X
تبلیغات
mohammad khanichehri sociologist

 

خاني چهري محمد

بازرگاني فرا ملي مديريت صادرات واردات راه كارهاي قانوني

 براي رويارويي با تحريم ، پژوهش وتحليل محتوا

جلد نخست تهران نشر وكيل زمستان 1392

ساختار نوشتار

بخش نخست - قوانين ومقررات صادرات وواردات در ايران بازنگري شده تا سال 1392.

بخش دوم - ثبت سفارش در وزارت صنعت معدن تجارت .

بخش سوم - اصطلاحات بازرگاني بين المللي (Inco terms) نسخه هاي : 1990/ 2000/2010.

بخش چهارم- روش هاي  پرداخت در داد وستد بازرگاني فراملي بر اساس درجه امنيت، راه كار هاي قانوني داد وستد جهاني به هنگام تحريم (boycott) ، پول، ارز ، بانكداري ، سازمان هاي پولي .

بخش پنجم - مديريت خريد وسفارش هاي بازرگاني فراملي.

بخش ششم -  قوانين ومقررات ترابري فراملي، مقررات بارگيري كالاي خطرناك ، مقررات ارزي ترابري كالاي برون مرز. 

بخش هفتم - پوشش هاي بيمه باربری فراملي و مقررات ارزي بيمه برون  مرز.

بخش هشتم - بازرسي كالا (Goods inspection).

بخش نهم- اصول طبقه بندي كالادر گمرك .

 

+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در پنجشنبه هفدهم بهمن 1392 و ساعت 6:20 |

 

خاني چهري محمد كرمانشاه تاريخ فلسفه غرب  از ديدگاه برتراند راسل

درامد

1- تبار شناسي : فرايند پيدايش آموزه ديني قوم يهود ، مسيحيت در چهار سده نخست پس از هستي يافتن مسيح ، سه دين شناس كليسا ، فلسفه والهيات اگوستين قديس ، سده هاي پنجم وششم ،بنديكت قديس وگريگوري بزرگ.

2- مدرسي ها (scholastics).

تبار شناسي سده هاي ميانه (400تا 1400 م)، دستگاه ديني پاپ در دوران نامور به « عصر سياهي» ، جان اسكات ، بازنگري كليسا در سده يازدهم ، تبار شناسي فرهنگ وفلسفه اسلامي در رويكرد راسل ، تبار شناسي سده هاي دوازدهم وسيزدهم مسيحي ، توماس اكونياس قديس، ، مدرسي هاي فرانسيسي، فروپاشي دستگاه پاپ،

فلسفه كاتوليك در ديدگاه برتراندراسل دانش واكاوي انديشه هاي كهن و باز پيكربندي شده اي است كه از ان به فلسفه كاتوليك ياد مي كنند ، اين سامانه انديشگي / فلسفي  از هنگام اگوستين تا هنگام باز پيكر بندي ادبي وفرهنگي نامور به:  [1] renaissance بر انديشه كنشگران اروپا چيرگي داشت. هرچند پيش از هزاره وپس از ان نيزفيلسوفاني همچون اوريگن (origen) و ديگر فيلسوفان وابسته به دستگاه فلسفي سده هاي ميانه (middle ages) به ويژه دستگاه ديني توماس اكونياس زير پوشش مكتب كاتوليك سخن گفته اند، با اين حال نامور ترين فيلسوفان نام اشناي فلسفه كاتوليك در راستاي ميانه اگوستين و رنسانس باليدند .

در سده هاي پيش از اگوستين ، رواقيان و نوافلاطونيان  نياكان مسيحي را زير پوشش خود جاي دادند، پس از نوزايي / renaissance نيز هيچيك از ناموران فلسفه كاتوليك خواه با ايمان ترين و وابسته ترين انها تمايلي به ادامه سامانه سنتي فلسفه مدرسي(scholastics) يا همان فلسفه والهيات اگوستين قديس نداشتند.

توانمندي دستگاه ديني در هزاره پيش گفته نزديك ساختن وابستگي هاي ديني و انديشه هاي فلسفي با اوضاع سياسي واجتماعي ان هنگام بود. كليسا يك سازمان اجتماعي  بر پايه باور داشت هاي فلسفي ديني بود ، كه در راستاي هزاره زروزوررا يكجا بدست اورده بود  ، پاردوكس روان شناختي شگفت انگيز در اين دوران اين بود كه بسياري از فرمانرويان بيرون از كليسا در بيشترين هنگام از اين دستگاه ديني بسيار پيچيده شكست مي خوردند زيرا توده مردم وگاه بيشترين اين جنگ سالاران در باور خويش  بر راست انديشي باورمندي كاتوليك باور داشتند. كليسا با سنت ها مناسك وباورداشت هاي رومي ژرمني  نيز در پيكار بود . در ايتاليا  روشن انديشان  حقوق دان بر سنت وباورداشت هاي رومي ژرمني  پاي بند بودند ، باورداشت ها ژرمني  در ميان اشراف زمين دار (feudal) كه پس از پيروزي بربرها پا گرفته بودند توان بيشتري داشت ، هرچند  پس از گذشت سده ها هردوي اين باورداشت ها ويا سنت ها نتوانستند در برابر دستگاه ديني كليساي كاتوليك جبهه رويارويي / defiant deployبدست اورند زيرا هيچيك از اين دو سنت، فلسفه سامانمندي را در دست نداشتند .

در نگاه راسل تاريخ فلسفه سده هاي ميانه بناچار يك بازشناسي يك سويه است زيرا جداي از تني چند ، بسياراني كه نقش وكاركرد ويژه در اين دوران داشتند همه از پايوران دستگاه ديني بودند ، هرچند كنش هاي كنشگران بيرون از كليسا به يك معني كنش هاي بي كاركرد وكور كورانه بود . در نيمه دوم سده هاي ميانه نوشتار هاي درخوري برون از حوزه دستگاه ديني گزارش شده كه با نوشتار هاي كليسا بسيار ناهمسان است هرچند در بررسي تاريخ همگاني بيش از تاريخ فلسفه بايد بدان پرداخت ، براي نمونه در دوره دانته  مردي اشنا با دانش ديني هنگام خود وبيرون از حوزه رسايي كليسا دست به قلم برده است (دانته .كمدي ا لهي 1378) . تا سده چهاردهم پايوران ديني فلسفه را  زير پوشش خود داشتند وبيشتر نوشتار هاي فلسفي در چارچوب انديشه هاي فلسفي ديني دستگاه ديني به ويژه دستگاه پاپ  اجازه انتشار يافتند. برا ين اساس به باور راسل واكاوي فلسفه سده ميانه بدون شرح گسترده در باره فرايند رشد سازمان هاي ديني ناممكن ، نا دانستني و بي كاركرد است.  

 

 

فهرست منابع وكتاب شناسي :

-برتراندراسل . تاريخ فلسفه غرب ، برگردان نجف دريابندري شركت سهامي كتابهاي جيبي  باهمكاري موسسه انتشارات فرانكلين مجلد 1-3چاپ :1340، 1347، 1351، 1353، 1354خ

 Bertrand Russell . History of western philosophy, book two Catholic philosophy.

..........................

- راس‍ل‌، ب‍رت‍ران‍د. / ف‍ی‍ل‍س‍وف‍ان‌ غ‍رب‌: ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ ق‍دی‍م‌، ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ ق‍رون‌ وس‍طا، ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ ج‍دی‍د. برگردان ای‍ن‌ نوشتار زير نام "ت‍اری‍خ‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ غ‍رب‌" در س‍ال‌ ۱۳۶۵ تاز سوي ن‍ش‍ر پ‍رواز م‍ن‍ت‍ش‍ر ش‍ده‌ اس‍ت‌.

Russell, Bertrand. History of western philosophy ، London Rutledge: 2001 / Ancient philosophy  Catholic philosophy/ Modern philosophy.

.................................

- راسل برتراند . تكامل فلسفي من برگردان نواب مقربي تهران صراط 1387.

..............................

-دانته اليگيري(Dante alighieri) .كمدي الهي(La Divina Commedia) دوزخ برگردان شجاع الدين شفا ، تهران انتشارات اميركبير چاپخانه سپهر چ ششم وهفتم (1378)

يادداشت : دانته  درماه مي 1265 در فلورانس يكي از جمهوري هاي خود ايستاي ايتاليا هستي يافت ، فلورانس همچون ديگر جمهوري هاي خودايستا ي ايتاليا چون ونيز ، پيزا ، سيه نا ، جنوا و راوانا ، جداي از پيشرفت اجتماعي واقتصادي دستخوش رويارويي ها وزد وبند هاي سياسي بود  كه اين چالش بر سراسراروپا به ويژه ايتاليا چنبره  دهشتناكي داشت .

از اغاز سده سيزدهم فلورانس وبسياري از شهرهاي پيرامون ان ميدان زورازمايي و دسته بندي هاي سياسي ميان دو دسته بندي نيرومند نامور به «گوئلفي /  guelfi » و « گيبليني/ Ghibellini» بود. در نماي سياسي «گيبلينو» ها هواخواه «امپراتوري مقدس روم وژرمن » بودند كه زير پوشش و فرمانروايي امپراتور المان بود . وارون بر ان «گوئلفوها» كه خاندان دانته نيز وابسته به انها بود هواخواه دستگاه ديني پاپ  وازادي ايتاليا از زير رسايي المان بوند.

- ب‍ارزون‌، ژاک- Barzun Jacques, ت‍م‍دن‌ غ‍رب‌ - ف‍ل‍س‍ف‍ه‌(ت‍اری‍خ‌ اج‍ت‍م‍اع‍ی‌، ف‍ل‍س‍ف‍ه‌، ن‍ق‍د ف‍ل‍س‍ف‍ی)‌

A Jacques Barzun reader: selections from his works/ edited with an introduction by Michael Murray. New York: Harper Collins, 2002

- ک‍ورب‍ن‌، ه‍ان‍ری‌ 1903-1979. ت‍اری‍خ‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ اس‍لام‍ی‌. ف‍ران‍س‍ه‌

Henry Corbin. Histoire de la philosophie islamique. Paris: Gallimard, 1964

ای‍ن‌ نوشتار زير نام "ت‍اری‍خ‌ ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ اس‍لام‍ی‌" از سوي ج‍واد طب‍اطب‍ائ‍ی‌ ب‍ا ه‍م‍ک‍اری‌ ان‍ج‍م‍ن‌ ای‍ران‍ش‍ن‍اس‍ی‌ ف‍ران‍س‍ه‌ در ت‍ه‍ران‌ برگردان ودر  ان‍ت‍ش‍ارات‌ ک‍وی‍ر م‍ن‍ت‍ش‍ر ش‍ده‌ اس‍ت‌.

...............................

- ک‍لارک‌، ج‍ان‌ ج‍ی‍م‍ز۱۹۳۷. ی‍ون‍گ‌، ک‍ارل‌ گ‍وس‍ت‍او،،۱۹۶۱-۱۸۷۵ م‌ - ف‍ل‍س‍ف‍ه‌، دی‍ن‌، روان‍ک‍اوی‌ و ف‍ل‍س‍ف‍ه‌، روان‍ک‍اوی‌ و دی‍ن‌، ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ ش‍رق‍ی‌ -ج‍ن‍ب‍ه‌ه‍ای‌ روان‍ش‍ن‍اس‍ی‌ - ت‍اری‍خ‌ - ق‍رن‌۲۰ م‌، آس‍ی‍ا - دی‍ن‌، ش‍رق‌ و غ‍رب‌.

Clarke, J. J.(John James), Eastera thought: a dialogue with the orient, London; New York: Routledge, 1994 ‎.

.......................

- ل‍وی‌-اس‍ت‍روس‌، ک‍ل‍ود، ۱۹۰۸، تاریخ فلسفه،

Race et histoire/ Claude Levi-Strauss. Strauss/ par Jean Pouillon, Paris Denoel, 1987.

....................

- ه‍اج‍س‍ن‌، م‍ارش‍ال‌ گ‍ودوی‍ن‌ س‍ی‍م‍ز، وی‍راس‍ت‍ار ب‍رک‌، ادم‍ون‍د، ت‍اری‍خ‌ ج‍ه‍ان‌، اروپ‍ا -- ت‍م‍دن‌ -- ت‍اث‍ی‍ر اس‍لام‌،

Rethinking world history:  essays on Europe. Islam , and world history. Press: Cambridge University,1999

....................

- م‍ج‍ت‍ه‍دی‌، ک‍ری‍م‌. آش‍ن‍ای‍ی‌ ای‍ران‍ی‍ان‌ ب‍ا ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ه‍ای‌ ج‍دی‍د غ‍رب‌ (م‍ج‍م‍وع‍ه‌ پ‍ژوه‍ش‍ی‌)، غ‍رب‌ش‍ن‍اس‍ی‌، غ‍رب‌س‍ت‍ی‍زی‌ و غ‍رب‍ فیلسوفان ایرانی، فلسفه جدید -تاریخ گ‍رای‍ی، پ‍ژوه‍ش‍گ‍اه‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ و ان‍دی‍ش‍ه‌ اس‍لام‍ی‌، تهران: م‍وس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ دان‍ش‌ و ان‍دی‍ش‍ه‌ م‍ع‍اص‍ر‏، ۱۳۷۹.‏‏

Iranians acquaintance modern, western philosophies .

..................

- ف‍ی‍ب‍ل‌ م‍ن‌، ج‍ی‍م‍ز ک‍رن‌، - ۱۹۰۴، آش‍ن‍ائ‍ی‌ ب‍ا ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ غ‍رب‌، برگردان : م‍ح‍م‍د ب‍ق‍ائ‍ی‌ (م‍اک‍ان) ت‍ه‍ران‌: ح‍ک‍م‍ت‌، ۱۳۷۵.‌

Feibleman, James Kern understanding philosphy: a papular history of ideas

..............................

- م‍ارک‍وس‌، راب‍رت‌ اوس‍ت‍ی‍ن‌۱۹۲۴. آوگ‍وس‍ت‍ی‍ن‌، ق‍دی‍س‌،برگردان: خ‍ش‍ای‍ار دی‍ه‍ی‍م‍ی‌،

Markus, Robert Austin. "A critical history of Western philosophy, Augustine, Saint

...................

- اوک‍ان‍ر، دان‍ی‍ل‌ ج‍ان‌،  ۱۹۱۴ .  ارس‍طو ؛ برگردان خ‍ش‍ای‍ار دی‍ه‍ی‍م‍ی‌، ارس‍طو، ۳۲۲ - ۳۸۴؟ پ‌. م‌، فلسفه قدیم، فلسفه یونانی ت‍ه‍ران‌: ن‍ش‍ر ک‍وچ‍ک‌، ۱۳۷۷/ ۱۳۸۹.

O’Connor, Daniel John. A critical history of western philosophy, Aristotle.

......................

- ک‍اپ‍ل‍س‍ت‍ون‌، ف‍ردری‍ک‌ چ‍ارل‍ز، ۱۹۰۷ . اس‍پ‍ی‍ن‍وزا ، ب‍ن‍دی‍ک‍توس‌دو‏، ۱۶۳۲ -‏۱۶۷۷ ، م‍ج‍م‍وع‍ه‌ آش‍ن‍ای‍ی‌ ب‍ا ف‍ل‍س‍ف‍ه‌ غ‍رب‌، برگردان ويادداشت م‍ح‍م‍د ح‍ک‍اک‌، ت‍ه‍ران‌: ح‍ک‍م‍ت‌‏، ۱۳۷۳.

Copleston, Frederick Charles A history of philosophy

.......................

- ی‍ان‍گ‌، راب‍رت‌، ۱۹۵۰. اسطوره سفید: غرب و نوشتن تاریخ، ادبیات جدید - فلسفه ، رگردان جلیل کریمی، کمال خالق‌پناه. تهران: پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی‏، ‏‏۱۳۹۰.

Young, Robert White mythologies: writing history and the west.

........................

- راس‍ل‌، ب‍رت‍ران‍د/ Russell, Bertrand ، ‏۱۸۷۲ - ‏۱۹۷۰. ۱۰۰ساعت مصاحبه با راسل/ گفتگو از: جرالد کالور؛برگردان  م- افشین  تهران:عطائی‏،۱۳۵۱.

........................

- ف‍ری‍ت‍س‌، چ‍ارل‍ز ان‍درو.

Fritz, Charles Andrew. Bertrand Russell's construction of the external world,. London Rutledge. 2000

The international library of philosophy; nineteenth and Twentieth century; v.

........................

آی‍ر، آل‍ف‍رد ج‍ول‍ز،۱۹۱۰.

Ayer, A. J.(Alfred Jules). Bertrand Russell and G.E. Moore the analytical heritage, Hampshire: Palgrave Macmillan, 2004. Reprinted originally published: London: Macmillan: 1971 . The Palgrave archive edition of A. J. Ayer: Writings on philosophy; v.6

............................

- راسل، برتراند راسل، ۱۸۷۲ ۱۹۷۰. این نوشتار زير نام جنگ هسته‌ای / خلع سلاح هسته‌ای با برگردان فریدون حاجتی در سال ۱۳۶۲ از سوي انتشارات اکباتان  منتشر شده است.

Russell , Bertrand . Common Sense and nuclear warfare, London; New York : Rout ledge ,2001

................................

- Bertrand Russell memorial volume/ edited by George W. Roberts, London: Rout ledge, 2002 ./ Muirhead library of philosophy.20th century philosophy; V.22/ Reprint Originally Published: London: G. Allen and Unwin Ltd; New York Humanities Press, 1979.

.......................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- Renaissance: In the Italian renaissance, science played a very small part; the opposition to the Church, in men's thoughts, was connected with antiquity, and looked still to the past, but to a more distant past than that of the early Church and the Middle Ages. (B. RUSSELL, History of Western Philosophy, p. 479-80) compiler.


+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در چهارشنبه نهم مرداد 1392 و ساعت 0:34 |
17-07-13_1649
+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در شنبه بیست و نهم تیر 1392 و ساعت 2:42 |

خاني چهري محمد آسيب شناسي رواني

روان گسیختگی جنون جوانی [1]

 

روان‌گسیختگی، نامور به اسکیزوفرنی وشیزوفرنی/  Schizophrenia/  یا پندار / ذهن بسيار باز، یک بیماری روانی با آبشخوري ناپيدا  و نشانه هايي گوناگون است که نام آن نخستين بار از سوي« اُیگِن بلویلر) از آميزش دو نام واژه یونانی برگرفته شده . نمايه هاي بیماری ناتواني در دريافت و یا بیان پردازش درستي / واقعيت نبود همبستگي بهنجار وسازمان يافته در رفتار و گفتار وكنش ، جدايي گزيني ، گوشه نشینی بیش از اندازه پرت گويي (سرسام / delirium ) ، وپندار بيهوده(وهم / delusion ) است. شناسايي این بیماری با ديدار براي گفت وشنيد /مصاحبه/ interview با بیمار و ديدار ميداني/ observation رفتار او امكان پذير است.

يافته هاي باليني نشان مي دهد كه جداي از سندروم داون، نارسايي هايي چون اسکیزوفرنی و اوتیسم زير رسايي سن پدر هستند نه مادر ( کاری استیونسن . مجله نیچرnature magazine ). نشانه‌های بيماري به دو گروه ساختاري مثبت و منفي  دسته بندي مي شوند نشانه هاي گرم / مثبت :  در بردارنده فزونی‌های آسیب‌شناسانه  یا رفتارهای ناهنچاري است که به رفتارهای بهنجار كنشگر بیمار همواره افزوده می‌شوند، پرت گويي ، انديشه ، گفتار در هم گسیخته، اگاهي هاي ( ادراک / cognizance) بسيار افزون شده / intensification و پندار هاي بيهوده  (وهم / delusion ) ، واکنش‌های نا بهنگام كه رايج ترين نشانه هاي اين بيماري است، نمونه هايي از اين دست است. پندار هاي بيهوده  (وهم / delusion ) مي تواند شنیداری یا دیداری  ويا در تمامی حواس دیده شود.[2]

نشانه‌های / سرد / منفی: در برارنده  کمبودهای آسیب‌شناسانه شخصیتی كنشگر بیمار است. كمبود وناتواني در گفتار، واکنش‌های کند و بي پايه ، بي اراده گي / less animus / ، گريز از اجتماع ، نبود احساس (sentiment /عاطفه) ، نا خشنودي / pleasure less از رايج ترين نشانه هاي اين دسته از بيماريان منفي گرا است. يخ زدگي / افسردگی/ depression / در بیماران روان‌گسیخته بسيار بالاست و مي تواند همراه با تندي بسیار باشد..

برهم خوردن  (اختلال / disorder ) شناختی: در اين بيماري، گرايش (tendency / رويكرد )و توان نگهداري (retentionmemory / حافظه) كنشگر بيمار با چالش نا رسايي هاي شناختی همراه است.  با اين حال نشانه هايي از ناهنجاري هاي كنشي  همچون نگاه ريايى / شکلک‌ هاي باز انجامي / grimace repetitive ونمايه هاي ناهنجار ، براي رساندن پيام به ديگري همچون گونه اي نوعی آیین یا جادودر اين گونه بيماران گزارش شده است.

 

 



1-Schizophrenia: (Psychology) severe psychotic disorder characterized by psychosis (also characterized by agitation, catatonia, confusion, hallucinations, unusual behavior and extensive withdrawal); insulting term for a condition characterized by conflicting behavior or attitudes. Concise Oxford English Dictionary./ Britannica Concise Encyclopedia/ Webster's Dictionary, English language dictionaries in the USA(compiler)

2-Cooper, D. G.(David Graham. Psychiatry and anti –psychiatry, The International behavioral and social sciences library. Psychiatry; v. London:, 2001./ Reprint originally published: London: Tavistock Publications: 1967 . The same sources (compiler)

- آخ‍ری‍ن‌ م‍ع‍ی‍اره‍ای‌ ت‍ش‍خ‍ی‍ص‍ی‌ در اس‍ک‍ی‍زوف‍رن‍ی‌ (DSM III)/ برگردان م‍ع‍ن‍وی‌، س‍ه‍ی‍ل‌، برگرفته از نوشتار (S. Maanavi. The Last diagnostic ceriterias, schizophrenia. DSM III diagnostic statically manual of mental disorders/) بينا/ 1363 .

 

+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 و ساعت 21:54 |

 

 

خاني چهري محمد اداره كل گمرك جلفا پرسش اصول طبقه بندي كالا

اداره كل گمرك جلفا

 (20 ) پرسش اصول طبقه بندي كالا

تيرماه 1392

 

1- كدام گزينه در باره شمارگان دستورهاي همگاني (قواعد عمومي) براي تفسير  سامانه همآهنگ شده (HS) درست تر است.

الف- چهار شماره براي شمارگان اصلي  ، يك شماره براي جلد جعبه‌و محفظه‌ با كاربرد كوتاه هنگام (مدت) و دگر بار (مكرر)   ، يك شماره براي ،شمارگان خرد(فرعي)  .

ب-  دو شماره براي شمارگان اصلي  ، دو شماره براي جلد جعبه با كاربرد دراز هنگام ‌، دو شماره براي شمارگان خرد.

ج-  چهار شماره براي شمارگان اصلي  ، يك شماره براي جلد جعبه‌و محفظه با كاربرد دراز هنگام و دگر بار ، يك شماره براي شمارگان خرد.  

د سه شماره براي شمارگان اصلي ، دو شماره براي جلد جعبه‌ با كاربرد دراز هنگام ودگر بار ، يك شماره براي شمارگان خرد.

......................

2- دليل باشندگي وساختار بندي يادداشت هاي قانوني فصل ها وقسمت ها در جدول شناسه گمركي چيست؟

الف- اعمال دستورهاي همگاني براي تفسير  سامانه همآهنگ شده (HS) است.

ب- كاستن سنگيني وتراكم بار متن شماره ها در جدول است ، بدون آن كه به آنها آسيبي وارد آيد.            

ج- براي رده بندي درست شناسه هاي گمركي (تعرفه اي) در جدول است.

د- براي ارزش گذاري درست شناسه هاي گمركي در جدول است.

.....................

3- كدام گزينه در باره دسته بندي يادداشت هاي قانوني درست نيست؟

الف-  يادداشت هاي شامل شونده (توصيفي)                                                ج- يادداشت هاي جداشونده (سلبي) 

ج- يادداشت هاي  شرطي                                                                           د- يادداشت هاي  اثباتي

....................

4- يادداشت قانوني فصل 72 : "چدن اشپيگل (Spiegeleisen) عبارت است از آلياژ‌هاي آهن كربن .....  "  در كدام دسته رده بندي مي شود؟

الف-  يادداشت هاي توصيفي                                                                                       ج- يادداشت هاي سلبي

ج- يادداشت هاي  شرطي                                                                                                  د- يادداشت هاي  اثباتي

....................

5- در تحليل وبررسي صورت بندي دستور (1) چند سازه / عامل راهبردي نمايان است؟

الف- عناوين قسمت ها، فصل ها ، بخش ها                                                                ب- مبناي قانوني رده بندي

ج- ياري گرفتن از دستورهاي (1-5)                                                                         د- موارد الف، ب، ،ج

................

6- منظور از واژه « به شيوه قانوني» (legal purposes) در متن دستور (1 ) چيست؟

الف- رده بندي در متن شماره‌ها بر پايه يادداشت هاي مقدماتي قسمت ها و فصل ها الزام قانوني ندارد.

ب- رده بندي تنها براساس يادداشت هاي مقدماتي قسمت ها الزام قانوني دارد.

ج- رده بندي در متن شماره‌ها و بر پايه يادداشت هاي مقدماتي قسمت ها و فصل ها الزام قانوني دارد.

د- رده بندي تنها در متن شماره‌ ها الزام قانوني دارد.

.....................

7- برگردان چهار نام واژه دستور 2 الف : Incomplete/ Unfinished / Disassembled/ Unassembled كدام يك از گزينه هاي زيرين است؟

الف- كامل / تمام شده/ پياده شده / سوار نشده                   ب- نا  كامل / تمام نشده/ پياده شده / سوار نشده   

ج- كامل يا تمام نشده / پياده نشده يا سوار نشده                د- نا كامل يا تمام نشده/ پياده شده يا سوار شده

......................

8- در باره شرايط نماي (طرح) نخستين اشياء (Blank/  دستور 2 الف) گزينه نا درست را بر گزينيد .

الف- به همان گونه مشخصات اساسي شئي كامل يا تمام شده را داشته باشد.

ب- به همان گونه بدون كاركرد باشد.

ج- به همان گونه داراي كاركرد باشد

د- پس از پردازش وفراوري داراي كاركرد شود.

......................

9- گزينه درست را بر گزينيد. هر اشاره‌اي به يك شئي در شماره‌اي معين در بردارنده اين شيئي مي‌شود به گونه ........... يا ..................  به شرط اين كه به همان حالت صفت وخاصيت  اساسي شيئي كامل يا تمام شده را داشته باشد.

الف- كامل يا تمام شده                                                                                                      ب- نا كامل يا تمام نشده 

ج-  نماي (طرح) نخستين اشياء (Blank)                                                                         د- موارد الف، ب، ،ج

.............................

10- وسيله نقليه موتوري ، آراسته (مجهز) نشده به چرخ ها يا لاستيك ها وباتري.  به استناد كدام يك از دستورهاي همگاني تفسيري در رديف شناسه گمركي وسايل نقليه كامل يا تمام شده رده بندي مي شود.

الف- به استناد بخش نخست دستور همگاني تفسيري 2 الف

ب- به استناد بخش دوم دستور همگاني تفسيري 2 الف.

ج- به استناد دستور همگاني تفسيري 2 ب

د- به استناد دستور همگاني تفسيري 3 الف

............................

11- واژگان كليدي: نا كامل( incomplete)  ، تمام نشده  (unfinished) ، مربوط به كداميك از دستور هاي همگاني تفسيري است.

الف- دستور 3 الف                          ب- دستور 3 ج                        ج- دستور 2 الف                     د- دستور 4

..................

12- كدام يك از گزاره هاي زيرين در چارچوب دستور هاي همگاني تفسيري درست نيست؟

الف- مشخصات اساسي( (Essential character /  دستور 2الف

 ب- پياده شده (Disassembled) ، سوار نشده (Unassembled) . دستور 2 الف

ج- فراورده هاي آميخته (مخلوط / mixed / mixture) يا اشياء مركب(Composite/ Compound ) دستور

د- برتري شماره مشخص‌تر بر شماره همگاني تر دستور 3 الف

..............................

13- گزينه درست رابرگزينيد. دستور 2 ب  كداميك از گزينه هاي زيرين را پوشش مي دهد ؟

الف- سازه هاي (عنصر / ماده )  آميخته (مخلوط / mixed / mixture) با ديگر سازه ها (عنصر /ماده )

ب- سازه هاي درهم شده (تركيب شده / Composite /Compound ) با ديگر سازه ها

ج- فراورده هاي جور شده (Jointed) با ديگر سازه ها .

د- موارد الف، ب ،ج

...............................

14- دامنه پوشش كدام يك از گزينه هاي زيرين بر پايه دستورهاي همگاني تفسيري درست نيست؟

الف-  نماي (طرح) نخستين اشياء (Blank)    / قاعده 2 الف.

ب- قطعات منفصله / CKD/ نيمه منفصله / SKD/ قاعده2 الف.

ج- شماره 1503 روغن .....پيه گاووگوسفند...مخلوط نشده.../ قاعده 1.

د- شماره اي كه در ساختار ترتيب شمارگان در رديف پاياني / آخر جاي مي گيرد/ دستور4.

.......................

15- مستند قانوني رده بندي ماشين موزني درهم شده با موتور برقي را در شناسه (85102010) بيابيد .

الف- « برتري شماره مشخص تر بر شماره همگاني تر» / دستور 3 الف.

ب- اختصاصي ترين توصيف / دستور 3 الف.

ج- صفت وخاصيت اساسي / دستور 3ب

د- گزينه هاي الف/ب

.................

16- مجموعه ماشين موزني برقي(8510) ، شانه (9615)  ، برس(9603) ، حوله (6302) ، در يك كيف چرمي(4202) به استناد كدام دستور همگاني تفسيري و دركدام شناسه(تعرفه) رده بندي مي شود.

الف- ماشين موزني برقي شناسه (8510)/ دستور 3ب.

ب-  كيف چرمي شناسه (4202)/ قاعده 3الف.

ج- در شماره هاي وابسته رده بندي مي شوند/ دستور 1.

د- در شناسه مأخذ بيشتر و بدون اعمال دستور هاي همگاني تفسيري رده بندي مي شود

...................

17- گزينه نادرست را بيابيد.

الف -در يك مجموعه اماده شده براي خرده فروشي رده بندي برپايه  شيئي يا اشيائي است كه صفت وخاصيت اساسي را به آن مجموعه مي دهد.

ب- مقررات مجموعه ها، كالاهايي را كه سازه هاي (اجزاء) در بردارنده آن جداگانه بسته بندي شده وبا هم ارائه مي شوند ، حتي در يك بسته بندي مشترك( مانند نوشابه ها) ، پوشش نمي دهد.

ج- كالاهاي نا هماهنگ(شانه ، حوله ، صابون ،  ساعت روميزي در كيف چرمي )نيز يك مجموعه اماده شده براي خرده فروشي بشمار مي آيند.

د- شش قاشق چاي خوري يك مجموعه اماده شده براي خرده فروشي نمي باشد.

........................

18- گزينه نادرست را بيابيد.

الف- زيرسيگاري در هم شده با يك پايه و يك پياله جاي خاكستر جدا شدني / دستور  3ب

ب- كالاهاي ساخته شده از پاره هاي گوناگون درهم شده (جور شده ) جدا ناشدني / دستور 3ب

ج- قفسه جاي ادويه در بردارنده تكيه گاه و ظروف ويژه با شكل واندازه درخور آن/ دستور 3ب

د- كالاي ارائه شده به گونه مجموعه اماده شده براي خرده فروشي/ دستور 4

...............................

19- گزينه درست شرايط « كالاي عرضه شده به صورت مجموعه براي خرده فروشي » را بيابيد.

الف- كمينه از در بردارنده دو شيئي گوناگون باشد.

ب- در نگاه نخست توان رده بندي در شناسه (تعرفه) هاي گوناگون را داشته باشد.

ج- بدون بسته بندي دوباره ، آماده براي خرده فروشي باشد.

د- گزينه هاي الف/ب/ج.

..............................

20- گزينه نا درست را بر گزينيد.

الف- جعبه و جلد وكيف براي ساز در شناسه ساز وابسته رده بندي مي شوند / قاعده 5 الف.

ب- گاز هاي فشرده يا آبگونه شده در سازه هاي (ظرف) آهني يا فولادي در شناسه گاز و سازه هاي (ظرف) آن در فصل 73 رده بندي مي شوند.

ج- زير شماره (شماره خرد / فرعي) يادداشت هاي قسمت ها و فصل ها جداي از مقررات ناهمسان قابل اجرا است / دستور  6 ،

د- دامنه شمول زير شماره دوخطي مي تواند از دامنه شمول زير شماره يك خطي كه اين زير شماره پيوسته به آن است ، فراتر رود.

 

                                                                          محمد خاني چهري  تيرماه 1392

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در جمعه سی و یکم خرداد 1392 و ساعت 1:16 |

کرمانشاه پل گاماساب چهر.bmp


+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در جمعه بیست و نهم دی 1391 و ساعت 9:5 |

خاني چهري محمد مباني جامعه شناسي دانشگاه آزاد فيروز كوه

رشته كارشناسي مديريت با رويكرد امور گمركي

نظري 3 واحد 51 ساعت

هدف: آشنايي دانشجويان با كليات ومباني جامعه شناسي ووابستگي اين دانش ومناسبت هاي ان با ديگر رشته هاي نزديك به گونه اي كه دانشجويان را وادار به انديشيدن در زيست بوم ايران نمايد.

سرفصل هاي درس :

كليات ومباني جامعه شناسي ، تعاريف گوناگون جامعه شناسي ونظريه هاي انتقادي وارد به اين رويكرد ها ، يك بازشناسي درست از جامعه شناسي ، روش هاي معمول در تحقيقات جامعه شناسي، شيوه هاي معمول تحقيقات اجتماعي در ايران واسلام. شيوه هاي نوين پژوهش هاي اجتماعي (روش كمي وكيفي)، نقد اين روش ها.

پايگاه جامعه شناسي در دانش اجتماعي ، دانش اجتماعي دنياي امروز وشاخه هاي آن. كار برد وبايستگي جامعه شناسي در ايران، تاريخچه پيدايش دانش اجتماعي در كشورهاي اسلامي ومغرب زمين.

فرد وجامعه : مكتب اصالت فرد، مكتب اصالت جمع، رويكردهاي پديدارشناسي، روانشناسي اجتماعي وجامعه شناسي ، چالش هاي وارد بر اين ديدگاه ها در رويكرد اسلامي ، ديدگاه اسلام در برابر فرد وجامعه.

 نابرابري هاي اجتماعي، علت ودليل نابرابري ها ، گروه ها ولايه (قشر) هاي گوناگون اجتماعي، ارزش هاي اسلامي ونابرابري هاي اجتماعي، پايگاه (قدر ومنزلت) اجتماعي، سازمان هاي اجتماعيف نهاد هاي اجتماعي ، ناهنجاري هاي اجتماعي، گزيده ساخت اجتماعي جامعه ايران( شهر ، روستا وعشاير)، گونه هاي جامعه : سرمايه داري، سوسياليسم، گسترش نيافته، دسته بندي شمال وجنوب (جايگزين جهان اول ، دوم، سوم )در دوره فرا نوگرايي.

 فهرست منابع وكتاب شناسي :

طبيبي حشمت الله. مبادي واصول جامعه شناسي ج1 اسلاميه تهران 1354خ

بخش نخست : تاريخ جامعه شناسي : جامعه شناسي دريونان ، جامعه شناسي در سده هاي ميانه (قرون وسطي). / جامعه شناسي در سده هاي نوين: جامعه شناسي پيش از اگوست كنت، جامعه شناسي از اگوست كنت تا دور كيم./ جامعه شناسي در سده بيستم: اميل دوركيم ومكتب جامعه شناسي او، جامعه شناسي پس از دوركيم .

بخش دوم: موضوع وهدف جامعه شناسي : جامعه وتعريف آن : تعريف جامعه ، زادگاه (منشاء/ provenance) جامعه ورويكرد هايي در باره آن، گونه هاي جامعه./ تعريف (definition) جامعه ، موضوع وهدف جامعه شناسي ، امور و   پديده (phenomenon / نمود ) اجتماعي./ دسته بندي جامعه شناسي.

بخش سوم : روش هاي تحقيق در جامعه شناسي : بازشناسي (تعريف) ها و مفاهيم پژوهش، روش هاي تحقيق .

بخش چهارم : ارزش ونهاد هاي اجتماعي: ارزش هاي اجتماعي، نهادها وسازمان هاي اجتماعي، نهاد (institution ) خانواده، بازشناسي (تعريف)  خانواده ، پيكربندي (configuration) هاوسامانه هاي خويشاوندي ، ازدواج ، بازشناسي ، گوناگوني پيوند زناشويي (matrimony , marriage) ، نهاد دين (religion) ، بازشناسي دين، اصل وزادگاه دين ، افسون وجادو (incantation , magic , charm , wizardry) ، سير و دگرگوني (mutation, evolution  solstice)  اديان ، نهاد حكومت ، زادگاه حكومت: گونه هاي حكومت.

 

 

   

  

+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در پنجشنبه چهاردهم دی 1391 و ساعت 0:8 |

 

خاني چهري محمد

تاريخ گزيده سلسله هاي فرمانروايي در ايران  پيش و پس از اسلام

سلسله هاي فرمانروايي پيش از اسلام:

اقوام آريايي.  از شمال دریای مازندران تا هزاره چهارم پیش از زاده شدن مسيح به ایران کنونی كوچ (migration) کرده و نام این سرزمین را ایران (Iran) نهادند. آنان سه دسته بودند : مادها، پارت ها، و پارس ها (پارسوا یا پاسارگادیان).

سلسله ماد ( آغاز سده هشتم تا 550 پيش از زاده شدن مسيح) : سرسلسله اين دودمان ( ديااکو ) و شهريار نامور آنها ( هووخ شتره /   هووخشتره)  است. وي با همبستگي سياسي (solidarity ) با دولت بابل امپراتوری آشور را فرو پاشاند و سلسله شاهنشاهی آریایی تبار را در ایران پي افكند.

..........................

سلسله هخامنشي (559  تا330 پيش از زاده شدن مسيح) : سرسلسله اين دودمان ( کوروش بزرگ ) و شهريار نامور آنها ( داريوش بزرگ ) است. هخامنشیان از خاندان پاسارگادیان (پارسیان) و آریایی نژاد بودند . کوروش كه شاهنشاهی گسترده اي را  در سرزمين ايران شهر پي افكند ، از دودمان هخامنش بود ، شاهنشاهی هخامنشي با داشتن نیروی دریایی پيشرفته  بيشترين گستردگي را از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال خاوری آفریقا در زير پوشش داشت.

..........................

سلوکيان (330 تا129 پيش از زاده شدن مسيح) : سرسلسله سلو کوس نخست.

..........................

اشکانيان (238 / ۲50/ يا 256 پيش از زاده شدن مسيح تا 224 / 226م نزديك به پنج سده ) : سرسلسله ( اشک نخست) شهرياران نامور: ( مهردادنخستين)، ( مهرداد دوم) ،( ارد يا اشک سيزدهم ) .

..........................

ساسانيان (224 تا 652م) : سرسلسله ( اردشير بابکان ) شهرياران نامور: شاپور نخستين شاپور دوم انو شروان داد گر .

سلسله گاوبارگان يا دودمان دابویگان ( ۶۴۲ تا ۷۶۱ م) ، جداي از فروپاشي شاهنشاهي ساساني در (۶۵۱ م ) ، اين سلسله افزون بر يك سده در برابر جنگاوران تازي ايستادند و بر طبرستان فرمان راندند. نسب این خاندان به جاماسب ساسانی فرزند پیروز یکم می‌رسد. گیل گیلانشاه فرزند گیلانشاه نامبردار به«  گاوباره» ، سر دودمان اين سلسله است.

..........................

سلسله هاي فرمانروايي پس از اسلام:

طاهريان  سده سوم هجري (205 يا 207- 259 ه . ق  )/ (۸۸۱-۸۲۶ يا 873م) : سرسلسله طاهر بن حسين ذو اليمينين. امير (محمد بن طاهر) اين سلسله نخستين بار  پس از گسترش اسلام خود ايستايي (استقلال ) رادر قلمرو شرقی ایران همچون خراسان پي ريزي كرد. دين اهل سنت، پایتخت: مرو نیشابور. ساختار سیاسی: امارت،

در هنگام طاهریان جنبش هاي آزادي بخش  بابک خرم دين در آذربایجان و مازیار  درطبرستان(مازندران) رخ داد . طاهریان از خاندان امیران و سرداران ناحیه‌ای در نزدیکی هرات به نام پوشنگ (فوشنج) بودند و در دركنار ابومسلم خراساني برای روی کار آوردن سلسله عباسي كوشيدند.

..........................

صفاريان (261 - 287 ه . ق) / (۹۰۳-۸۶۶ م): سرسلسله ( يعقوب بن ليث صفار ). صفاریان نیز نخستين بار زباني، جداي از  زبان تازي (Arabic) را به كار بردند.

..........................

سامانيان (261 - 389 ه . ق  )/ (۹۹۹- ۸۱۹ م)  : سرسلسله ( نصرنخست) شهرياران نامي ( اسماعيل بن احمد ) ،( نصر بن احمد ). از دوره سامانیان خط پارسی نوین پدید آمد و الفبای زبان تازي با زبان پارسی (Persia )رواج یافت.

Persia: former name of Iran until 1935.

..........................

آل زيار (315 - 462 ه . ق  ) : سرسلسله ( مرداويج بن زيار ) شهريار نامور ( قابوس بن وشمگير ).

..........................

آل بويه (320 - 440 ه . ق  ) / (۱۰۵۵-۹۴۵ م): سرسلسله ( عماد الدوله علي ) شهريار نامور( عضد الدوله ). حکام آل بویه پس از گشودن  شیراز و پي ريزي حکومت خویش ، بغداد را گشودند و مقام خلافت را همچون بازيچه اي سياسي دردست خویش دگرگون ساخته ، بنيان قدرت را در دست گرفتند.

..........................

غزنويان (388 - 555 ه . ق) / (۱۱۸۶-۹۷۷ م)  : سرسلسله ( سلطان محمود غزنوي ).اين سلسله زير نام جنگجویان مسلمان(غازیان) هندوستان را گشودند.

..........................

سلجوقيان (429 - 511 ه . ق  ) / (۱۱۹۴- ۱۰۳۸ م) : سرسلسله ( طغرل بيک ) ، شهرياران نامور ( ملکشاه ) و ( سنجر ) . سلجوقیان با پیروزی بر غزنویان سراسر ایران را زير پوشش خویش درآوردند و به یاری دولت مردان و دانشمند ایرانی قدرت خويش را ايستا ساختند .

..........................

خوارزمشاهيان (470 - 617 ه . ق  ) / (۱۲۳۱-۱۰۷۷ م)  : سرسلسله ( انوشتکين غرجه ) شهرياران نامور: محمد خوارزمشاه و جلالدين منکبر ني. نا كارآمدي فرمانروايان خوارزمشاهی ، يورش وحشيانه مغول‌ها به خاک ایران، كشتار وويراني ونابودی زير ساخت اقتصاد و کشاورزی را بدست داد.

..........................

ايلخانيان مغول (654 - 736 ه . ق  ) /(۱۲۲۸ م)  : سرسلسله هولاكو خان. مغول‌ها پس از گشودن سرزمين هاي ایران، بغداد را برگشودند و با كشتن خلیفه عباسی خلافت اسلامی را از میان بردند.

سلسله هاي محلي: سربداران، چوپانیان، آل مظفر.

..........................

تيموريان (-771 903 ه . ق ) / (۱۵۰۶-۱۳۷۰ م) : سرسلسله تيمور لنگ . پس از مغول‌ها، سرزمين ايران از سوي تیموریان ) به خاک وخون كشيده شد . 

سلسله هاي محلي: قراقویونلو، آق قویونلو.

..........................

صفويان - (906 - 1135 ه . ق  ) / (1502-1736م)  : سرسلسله ( شاه اسماعيل نخست ) شهريار نامور( شاه عباس بزرگ).

..........................

افشاريه (1148 - 1161 ه . ق  )/ (۱۷۳۴ م):  شهريار نامور ( نادر شاه ) .

..........................

زنديه (1163- 1209 ه . ق ) / (۱۷۹۶-۱۷۵۰ م): سرسلسله و شهريار نامور ( کريم خان زند ) .

..........................

قاجاريه (1210 - 1345 ه . ق  ) / (۱۹۲۴-۱۷۷۹ م): سرسلسله ( آغا محمد خان ) شهريار نامي ( ناصر الدين شاه )

..........................

پهلوي. (1304-1357خ/ 1924-1979م):

..........................

زبان وگويش هاي ايراني :

-دوره پيش از اسلام :

ادبيات با زبان اوستايي برگرفته از اوستااز هنگام پديدار شدن زرتشت آغاز و در پايانه دوره ساسان با نويسه ( خط) اوستايي ( دين دبيري ) پايان يافت. يسنا، و نديداد ، ويشتاسپ ، يشت ها، اوهرمزد، يشت خورشيد ، يشت ماه،  يشت ماه نياش، نمونه هايي از اين دست است.

-ادبيات پارسي باستان برگرفته از سنگ نبشته ها (epigraph ) هخامنشي با زبان پارسي باستان و با نويسه ميخي هخامنشي به فرمان شاهنشاهان هخامنشي نوشته شده . سنگ نبشته هاي تخت جمشيد، دشت مرغاب ،بيستون، الوند، شوش و آسياي كوچك نمونه هايي از اين دست است.

- ادبيات پارسي ميانه (پهلوي اشکاني / پهلوي ساساني) :

پهلوي اشکاني - در دوره اشکانيان گويش« پهلوي اشکاني» زبان رسمي و نويسه پهلوي اشكاني ، نويسه رسمي نوشتاري بود. برخي اين نويسه را برگرفته از نويسه فنيقي مي دانند.از پهلوي اشکاني چند نوشته کوتاه در دست است .

پهلوي ساساني-  در دوره ساسانيان، گويش « پهلوي ساساني»  زبان رسمي و نويسه پهلوي اشکاني با اندكي دگرگوني ، نويسه رسمي نوشتاري بود.  دوره ادبيات پهلوي تا سده سوم هجري ماندگاري داشته است .

نامبردارترين نوشتار هاي ديني پهلوي ،  جداي از نوشتار اوستايي ، دينکرت (كاربست دين ) است بر گرفته از مناسك و باورداشت ها و آداب وداستان هاي زردشتي و ديگر ، بندهشن ( آفرينش ) در باره آفرينش آفريده شدگان از سوي اهور مزدا و سر برتافتن اهريمن و شناسايي آفريدگان . اين دو نوشتار در دوره اسلامينيز انتشار يافته اند.

از ديگرنوشتار نامبردار پهلوي « کار نامه اردشير بابکان » سر گذشت افسانه آميز اردشير ساساني، خسرو کواتان وريدکي ( خسرو بن غباد و غلامي ) ياد گار زريران (پيكار ديني بين گشتاسب و ارجاسب) است.

- سخن سرايان دوره پس از اسلام:

هنگام طاهريان: حنظله باد غيسي.

هنگام صفاريان: محمد بن وصيف فيروز مشرقي ابو سليک گرگاني.

هنگام ساماني: در اين دوره شهيد بلخي، رودکي سمرقندي، ابو شکور بلخي، ابو المويد بلخي، منجيک ترمذي، دقيقي طوسي کسائي مروزي، عماره مروزي و سرانجام استاد ابو القاسم فردوسي(در دوره غزنوي) در سخن سرايي پارسي باليدند. از سوي ديگر ، رساله در احکام فقه حنفي از ابو القاسم بن محمد سمرقندي،  شاهنامه ابو منصوري، گرشاسب، عجائب البلدان ابو المويد بلخي، برگردان  تاريخ طبري از سوي ابو علي بلعمي، برگردان  تفسير طبري از سوي گروهي از دانشمندان، حدود العالم ( جغرافيا / geography ) رساله استخراج از محمد بن ايوب حاسب طبري، از جمله آثار ماندگار در ادب (نثر / prose ) آن دوران است.

هنگام آل بويه : در اين دوره به منطقي رازي ، غضايري در سخن سرايي و در ادب (نثر / prose )  ودانش به دانشنامه رازي عاتئي،  رگ شناسي و برگردان زنده بيرار (حي بن يقظان )ابن سينا و رياضيات ابو عبيد جوزاني اشاره شده .

هنگام غزنوي: در اين دوره در سخن سرايي با شيوه (سبك ) خراساني، عسجدي ، فرخي،  منوچهري، به ويژه استاد توس فردوسي،  بسيار نامبردارند  و در ادب (نثر / prose ) به ابو نصر مشکان اشاره شده.

هنگام سلجوقيان و خوارزمشاهيان:  

سخن سرايان:  اسدي، ناصر خسرو ، قطران تبريزي ، مسعود سعد سلمان، عمر خيام نيشابوري ،  معزي،  انوري،  خاقاني،  نظامي،  ازرقي،  اديب صابر ، رشيد و طواط،  ظهير فارابي،  جمال الدين اصفهاني،  مجير بيلقاني، ابو الفرج روني، حسن غزنوي، عبد الواسع جبلي،  سنائي، عطار نيشابوري ، مختاري، غزنوي، عمعق بخاري.

نوشتار ها : سياست نامه نظام الملک ، قابوس نامه امير کيکاوس ، اسرار التوحيد محمد بن منور ، تذکره الاولياء عطار نيشابوري، زين الاخبار گرديزي، تاريخ بيهقي ابو لفضل بيهقي،  راحه الصدور راوندي، کيمياي سعادت محمد غزالي،  برگردان کليله و دمنه نصر الله بن عبد الحميد، چهار مقاله نظامي عروضي،   حدائق السحر رشيد و طواط، مقامات حميدي حميد الدين ، ذخيره خوارزمشاهي ( درپزشكي) زين الدين اسماعيل.

هنگام مغول: در اين دوره، وارون بر شرايط بسيار  ناهنجار ، خرد ستيز و دهشتناك چيره بر ايرانيان و سرزمين سرفراز ايران شهر به ويژه براندشمندان راستين آن ، از سوي شب پرستان و نابخردان بيگانه و بيگانه تبار و پايوران گماشته شده آنان ، ديوان غرليات شمس و ادب منثور (مثنوي معنوي ) جلال الدين بلخي (مولوي) ، گلستان و بوستان مصلح الدين سعدي ، گلشن راز (ديوان غزل ) شبستري، جام جم خسرو دهلوي ، و ديگر آثار منظوم يا منثور کمال اسماعيل، همام تبريزي، اوحدي مراغه اي، خواجوي کرماني، ابن يمين، سلمان ساوجي،  حافظ شيرازي  و ديگر  سخن سرايان ايراني تبار خوش درخشيدند.

هنگام تيموريان : در دوره تيموري نيز  وارون بر شرايط تيره چيره شده برسپهر سرزمين سرفراز ايران شهر بهارستان جامي ، تاريخ جهانگشا عطا ملک جويني، طبقات ناصري منهاج سراج ، تاريخ يميني برگردان ابو الشرف ناصح گلپايگاني، تاريخ يميني باز پيكربندي شده رشيد الدين فضل الله، تاريخ وصاف شهاب الدين عبد الله، تاريخ گزيده حمد الله مستوفي، زبده التواريخ حافظ ابرو، ظفر نامه نظامي شامي، روضه الصفاء(تاريخ) مير خواند، لباب الالباب و جوامع الحکايات محمد عوفي، تذکره الشعراء دولتشاه، المعجم (ادبيات) محمد بن قيس، اخلاق ناصري و اساس الاقتباس خواجه نصير الدين طوسي، اخلاق جلالي جلال الدين دواني، اخلاق محسني و انوار سهيلي (اخلاق ، فلسفه)  حسين واعظ، انتشار يافتند.

هنگام صفويان:  در اين دوره آثار منثور :  حبيب السير خواند مير ، صفوه الصفاء ابن بزاز، احسن التواريخ حسن بيک روملو، عالم آراي عباسي(تاريخ)، اسکندر بيك منشي، تاريخ الفي احمد بن نصر الله، منتخب التواريخ محمد يوسف بن شيخ،  اکبر نامه (تاريخ ) ابو الفضل ابن مبارک، و سروده هاي محتشم کاشي،  عرفي،  صائب ، بابا فغاني،  هاتفي،  هلالي،  اهلي،  وحشي،  کليم كاشاني نامبردارند .

هنگام افشاريان و زنديان :  در اين دوره  سخن سراياني همچون هاتف ، سحاب،  مشتاق،  عاشق،  لطفعلي بيک آذر بيگدلي، نامبردار شدند.

هنگام قاجاريه:  سروده ها به شيوه كهن (خراساني ) بازگشت ، مجمرف  صبا،  وصال، قا آني، فروغي بسطامي، سروش، محمود خان ملک الشعراء بهار،  شيباني، نام آوران اين شيوه اند . در آثار منثور مجمع الفصحاء ، متمم، روضه الصفا و رياض العارفين رضا قلي هدايت ، ناسخ التواريخ، نويسندگان، نامه دانشوران لسان الملک سپهر، مرات البلدان اعتماد السلطنه نامبردارند. از ميان سخن سرايان پس از جنبش مشروطه خواهي اديب الممالک فراهاني، اديب پيشاوري،  پروين اعتصامي،  محمد تقي بهار، افسر،  ايرج ميرزا ،  دهخدا، شوريده، عارف، ميزاده عشقي، وحيد دستگردي، رشيد ياسمي،  يغما و از ميان نويسندگان روشنفكر دهخدا، جمال زاده، صادق هدايت، محمد قزويني، عباس اقبال آشتياني، محمد مسعود، رشيد ياسمي نامبردار شده اند.

فهرست منابع وكتاب شناسي :

- اطلس تاریخ ایران. ناشر دانشگاه تهران. ۱۳۵۰. - ا. آ. گرانتوسکی - م. آ. داندامایو. تاریخ ایران از زمان باستان تا امروز، برگردان کیخسرو کشاورزی، نشرمروارید ۱۳۸۵. - اقبال آشتياني عباس . تاریخ مفصل ایران از صدر اسلام تا انقراض قاجاریه ، ۱۳۴۷ .

- باسورث ادموند کلیفورد.تاریخ غزنویان. برگردان  محمد مقدم، تهران ٬امیرکبیر۱۳۷۸٬.- بیات، نصرالله. نادرشاه افش‍ار، ته‍ران، وزارت امور خارجه، مرکز چاپ و انتشارات، ۱۳۸۰.

- پیگولووسکایا. تاریخ ایران از عهد باستان تا قرن ۱۸، برگردان کریم کشاورز، تهران، ۱۳۵۳. - پل آمیر خداوند الموت، برگردان ذبیح الله منصوری.

- ترکمنی آذر پروین . دیلمیان در گستره تاریخ ایران .

- جوئل کرمر احیای فرهنگ در عصر بویه . برگردان محمد سعید حنایی. - جی. آ. بویل، تهران، تاریخ ایران کمبریج، انتشارات امیر کبیر. - جورج لین . ایران در عهد ایلخانان مغول، رنسانس ایرانی. - جعفریان، رسول.  صفویه از ظهور تا زوال، تهران، موسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول: ۱۳۷۸. - جان. ر. پری . کریم‌خان زند، برگردان علی‌محمد ساکی  . 

- خنجی . تاریخ ایران . - خواندمیر غیاث الدین بن همام الدین. ، تاریخ حبیب السیر فی اخبار افرادالبشر، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ۱۳۶۲ ش. - خواندمیر، ۱۳۱۷ خ.

دانشنامه رشد . ایلخانان مغول.

- رضایی، عبدالعظیم. تاریخ ده هزار ساله ایران. - رازپوش، شهناز، دانشنامه جهان اسلام، تیموریان. - راجر سیوری . ایران عهد صفوی، برگردان کامبیز عزیزی. - رجبی نیری محمد . تاریخ زندیه، انتشارات مصباح،۱۳۷۶. - راوندی مرتضی. تاریخ اجتماعی ایران، تهران، ۱۳۵۴.

- زرین کوب عبدالحسین ؛ روزگاران (تاریخ ایران)

- سایکس، سرپرسی. تاریخ ایران (۲ جلد)، برگردان سید محمدتقی فخرداعی گیلانی.

- شمیم، علی‌اصغر. تاریخ ایران در قرن یازدهم و دوازدهم هج‍ری،تهران.

- صفا، ذبیح‌اللّه، تاریخ ادبیات در ایران (۵ جلد)، انتشارات فردوس، ۱۳۶۷.

- طباطبایی، جواد. تأملی دربارهٔ ایران، جلد نخست، دیباچه‌ای بر نظریهٔ انحطاط ایران. نشر نگاه معاصر. تهران. چاپ پنجم. ۱۳۸۵.

- عبداللّه بن لطف اللّه حافظ ابرو، زبدة التواریخ، با كوشش حاج سیدجوادی، تهران چاپ کمال ۱۳۸۰ خ.

قانعی، سعید، افشاریه و زندیه، تهران، ساحل، آوای عشق‏، ۱۳۸۷.

- لاکهارت، لارنس.  انقراض سلسله صفویه و ایام سلطه افغان‌ها در ایران، برگردان مصطفی قلی عماد، تهران، ۱۳۴۳.- لین پول . طبقات سلاطین. 

- مهرآبادی میترا تاریخ ایران، دنیای کتاب، تهران، ۱۳۷۴. - مستوفی حمد الله. تاریخ گزیده . - میرجعفری حسین. تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دورة تیموریان و ترکمانان، اصفهان ۱۳۷۵ ش.-  میروشنکف . ایران در جنگ جهانی اول، برگردان دخانیاتی، تهران ۱۳۴۴.

- نطنزی معین الدین ، منتخب التواریخ معینی، چاپ ژان اوبن، تهران ۱۳۳۶ ش.

- کاظمی، بابک. زوال دولت نادری، تهران، نشر پشتوتن، ۱۳۸۶.-  کلیفورد ادموند بوسورث. سلسله‌های اسلامی. برگردان فریدون بدره‌ای. مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی(پژوهشگاه)، ۱۳۷۱.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در چهارشنبه بیست و ششم مهر 1391 و ساعت 22:52 |

فصل چهارم . اهل حق

پرسش هاي پژوهش

پرسش هاي اصلي ونخستين ، كه پژوهش در پي پرداختن به آن است ، علت جامعه شناختي  چگونگي پي گرفتن اين فرقه مذهبي بدعت گزار و نا همسو با دين رسمي در كردستان ايران ، و ماندگاري و باز فراوری، و شكل گيري فرهمندي (كاريزما ) رهبران ديني آن ، جداي از چالش هاي پيش روي در منطقه اورامانات است . بر اين اساس ،انگارش ( فرض) طرح پرسش هاي زير امكان پذير است:

1-اهل حق  چه كساني بودند ، از كجا و چگونه بر خاستند ، شرايط اين تشكل چگونه بود ، آيا آنان يك طريقت عرفاني صوفي اند ؟

2-جداي از فشار وتنش هاي وارد شده از سوي  جماعت هاي بزرگ وگسترده تر ديني ، كه اين فرقه را نحله منحرف شده از آموزه هاي اصلي اديان رسمي مي دانند ، دليل جامعه شناختي ماندگاري و باززایش اين خرده آئین (اقليت مذهبي) ورهبران فرهمند آن ، در كردستان ايران ، عراق  وتركيه به ويژه در منطقه اورامانات كردستان ايران چگونه بوده است؟ (هميلتون 1381: 337)

3- اين جامعه مذهبي در گروه بندي هاي چارچوب نطري جامعه شناسان دركدام دسته جاي مي گيرد : دستگاه ديني ، فرقه ، انجمن مذهبي ، يا ، كيش ؟ (هميلتون مالكم. جامعه شناسي دين1381: 377- 337)

4- آيا جامعه اهل حق بر اساس نمایه (شاخص) هاي روشن شده در چارچوب نظري پژوهش از گونه جنبش اعتراض آميز (protestantism) ، هزاره اي (مهدويت ) به شمار مي آيد (هميلتون. جامعه شناسي دين ، رهيافت ترولتش 1381:  167-151،   341) ، يا جنبش اجتماعي ( ترنر و کيليان . نظريه رفتار جمعي: 1975)؟

5- ديدگاه وبر در باره دگرگوني فرقه ها و عادي شدن فره (كاريزما ) رهبران فرقه ها ، در باره اين فرقه چگونه است؟( هميلتون. 1381: 397  )

6- آيا چارچوب مفهومي ترولتش در اشاره به دو جامعه آرمان خواه وريشه گرا  در صدر مسيحيت (هميلتون. 1381: 340-339) با  اين فرقه همبستگي وهم ساني هايي دارد ؟

از سوي ديگر با توجه به شاخص هاي مصرح در چارچوب نظري تحقيق ، فرض ارائه گزاره هاي زير و اثبات يا رد آن از سوي پژوهش ممكن است.

فرضيه هاي پژوهش

جامعه اهل حق با توجه به ويژگي ها وخصوصيات آئيني  ، گروه هاي كم وبيش كوچكي هستند كه داراي كمال دروني، و هويت نفس مي باشند. شرط پيوستن به اين جامعه در اوان زاده شدن ، هم چون غسل تعميد(Baptism)  در دستگاه ديني (كليسا ) جامعه مسيحيت  رايج نيست ، با اين حال نوزادن خانواده هاي اهل حق پس از زاده شدن بايد بي درنگ  نزد يكي از خاندان هاي يازده گانه سر بسپارند. در اين جامعه تماس شخصي بی میانجی با پيروان امكان پذير است، با اين حال به دليل نقش و كاركرد شيوه نگاه داشت راز های آئینی (اسرارمذهبي) ، مشهور به « اسرار مگو است ، به بیرون از طايفه بازگو نشود » و چنبره رسايي (نفوذ ) رهبران خاندان (clan) ها (سادات ) ، ورود به جرگه دروني اهل حق در بسياري از موارد با دشواري همراه است. در جامعه اهل حق شرط پيوستن به خاندان (طايفه/clan) ،  خود خواسته ، اما همراه با گزينش است ، با اين حال پيوستن خود ناخواسته اجباري (compulsory) فراگير و همگاني نيست، هر چند شرايط ويژه و کامیابی در آزمون شايشتگي ديني الزامي(obligatory) است. 

در اين جامعه ، رهبران طايفه وسادات از درون خاندان ها برگزيده مي شوند ، با اين حال در صورت نبود فرزندان پسر در خاندان ها ، گاه رهبران ازميان نخبگان جامعه نيز گزينش مي شوند. در جامعه اهل حق ، نافرماني در اجراي مقررات امكان رد و طرد پيوسته(عضو) را در پي دارد راه كارهاي گوناگوني براي بيرون راندن پيوسته وجود دارد، در كلان اين جامعه هنوز توتم و تابو به عنوان دو ساز وكار مهم ، وابستگي و  باز دارندگي ، داراي نقش وكاركرد است.

جامعه اهل حق داعيه دار نظم اجتماعي نا پيوستگان و اداره اجتماعات ديني نيستند ، آنان كليت گرا نمي باشند ، و داراي روحانيت جداگانه (نه حرفه اي ) مي باشند ، آنان داراي اقتداري دين مدارانه به سان يك انجمن سياسي نيستند ، و در انديشه چيرگي بر جهان نبوده اند. پيروان جامعه اهل حق به ويژه نسل هاي پيشين هرچند داراي  رواداري و همزيستي ديني مي باشند، با اين حال نسبت به جوامع بزرگ تر و گسترده تر از جمله دولت ، وبه ويژه جامعه مذهب رسمي دركشور بي تفاوت يا مخالف بوده ، و خواهان جايگزيني جامعه ديگربه جاي جامعه كنوني بوده اند. ، آنان ادعاي انحصار حقيقت را دارند، و از اجتماع كناره گرفته اند. اين نگرش در باره جامعه جهاني ، نيز قابل گسترش است  پايگاه اجتماعي اقتصادي جامعه اهل حق بيشتر ، لايه هاي پايين اجتماع  و گاه ميانه است ، هرچند پايگاه اجتماعي اقتصادي رهبران آنها طبقات بالا وميانه اجتماع است،  اين اقليت ديني - قومي جداي از تنش ها وچالش هاي بسيار در پيش روي و پرداختن هزينه هاي بسيار از سوي اجتماع بزرگ تر ديني هم سو با حكومت ، وحكومت ها ي هم سو با اديان رسمي كشور از هنگام پيدايش تاكنون دوام داشته وپاي برجا مانده اند، در ناسازگاري از هم نگسسته اند و بيش از يك نسل دوام داشته اند  هرچند نسل دوم به اين سو ، باانگيزه هايي متفاوت پيوسته نشده. رويكرد  سياسي اين جامعه آرمان خواه است ، نه محافظه كار و بنياد گرا ، با اين حال از ديد جامعه مسلمان(اهل سنت ، تشيع )  ، جامعه اهل حق ، جامعه اي نوگرا وبدعت گذار (Heterodoxy)  تلقي مي شود .  

Notes

Protestantism: religious movement based on the teachings of Martin Luther, religious movement that separated from the Roman Catholic Church during the Reformation (comprised of several different denominations) . Concise Oxford English Dictionary/ Britannica Concise Encyclopedia.

Turner; killian, Collective Behavior: 1975

Baptism: The ceremony or sacrament of admitting a person into Christianity or a specific Christian church by dipping the person in water or pouring or sprinkling water on them;/ Christianity religious ceremony or ritual believed to have been instituted by Jesus and viewed as a symbol of grace (such as baptism, matrimony, etc.); Holy Communion, holy bread. Concise Oxford English Dictionary. Concise Oxford English Dictionary/ Britannica Concise Encyclopedia.

 

 

 

+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در شنبه دوازدهم فروردین 1391 و ساعت 18:31 |


دراويش خاكسار جلالي كرمانشاه مشهور به ابوترابي.bmp


خانی چهری محمد  فراز دهم همسنجی فرقه های اهل حق ، قادریه ونقشبندی در اورامانات کردستان

 

زيديان

       نخستين نشانه هاي اين نمودها در زيديان آشكار شد . زيديان آن دسته از شيعيان بودند كه پيشواي پس از امام سجاد(ع) را ، نه امام محمد باقر، كه زيد بن علي مي دانستند. از اين رو به زيديان مشهور  شدند. تمركز اين گروه از شيعيان بيشتر در ولايات شمال ايران ، در گيلان و ديلمان و طبرستان ودر شمال افغانستان كنوني و همچنين در يمن بود.  علويان طبرستان كه مدعي انتساب به خاندان پيامبر اكرم بوده وخود را سادات ناميدند ، در ميانه دوره عباسيان در طبرستان قدرت را به دست گرفتند و تا دوره سامانيان بر اين منطقه و يا سرزمين هاي پيرامون آن حكومت كردند. در اين راستا تيره هايي با گرايش هاي گوناگون در زيديه پديد آمد ، يكي از اين شاخه ها جاروديه بود. به باور بويل(1381) تيره جاروديه ، رهبران پيش از علي را غاصب و كافر مي دانستند. برخي از آنان به مهدويت محمد بن علي.... بن حسين نواده امام زين العابدين در طالقان ايالت بدخشان باور داشتند ، او به دستور المعتصم خليفه عباسي (227-218ق) در بند شد . گروهي ديگر به مهدويت يحيي بن عمر ..... بن زيد بن علي (از نوادگان امام سجاد) در كوفه باور داشتند ، وي سرانجام در دوره المستعين ( 252 248ق) كشته شد. (بويل جي. آ. تاريخ ايران .... سلجوقيان تا فروپاشي ايلخانان پژوهش دانشگاه كمبريج.1381: 277) ، پژوهش با توجه به برخي هم ساني ها و نا ديده انگاشتن شماري از نا هم ساني ها اندك جنبش زيديه با ويژگي هاي جنبش هاي هزاره اي در چارچوب نظري تحقيق ، فرض طبقه بندي اين جنبش را به سان نمونه اي از جنبش هاي هزاره اي موعود مشهور به مهدويت ممكن مي داند .

اسماعيليان

      اسمعيليان ، گروه ديگري از شيعيان بودند كه در مصرو بخش هايي از سوريه و ايران، نخست در برابر خلفاي عباسي و سپس در برابر تركان سلجوقي به نيرويي بي بديل  تبديل شدند. اسماعيليه ايران اگرچه نتوانستند قلمرويي يكپارچه فراهم آورند ، با اين حال هسته هايي از دژهاي مستحكم در سراسر ايران آن روزگار بنا كردند، كه مي توانست خطري بالقوه براي حكومت هاي متعصب سني مذهب حاكم باشد. استحكامات و دژهاي اسماعيليان در چكاد كوه هاي البرز، زاگرس و دربلنداي كوهستان هاي افغانستان كنوني از توان رزمي بسيار بالايي برخورداربود. آنان ، اسماعيل پسر امام جعفرصادق (ع) و پسر اسماعيل را امامان منصوص مي دانستند. اما تا سال هاي دراز باور داشتند كه اين پيشوايان پنهان و بي كاركرداند . اسماعيليان سراسر ايران ، خلفاي اسماعيلي مصر مشهور به فاطميان را به عنوان امامان علوي راستين و نوادگان اسماعيل به رسميت مي شناختند و در ميان تمام مسلمانان ، تنها آنان را پاسداران روحانيت بر جاي مانده از پيامبر و شايسته پيروي و فرمانبرداري مي پنداشتند.( بويل همان 1381: 401 -400) ، روند رو به رشد توان اسماعيليان در ايران با  پيدايش حسن صباح آغاز شد و ادامه يافت. در اين جنبش واژه « رستاخيز » داراي نقش وكاركرد بالايي بود. منظور از رستاخيز (قيامت ) در باور  اسماعيليه رستاخيز بزرگ و آخرالزمان بود. " اين قيامت پايان يك دوره مذهبي و آغاز گسترش روحاني كمال اخلاقي نه جسماني بود. پايان زندگي زميني، زوال نمود ظاهري واقعيت، دست كم آنقدر كه برخوردار از معني و مفاد ديني است، و نيز پايان شريعت زماني فرارسيد كه معني باطني واقعيت مشهود و آشكار گشت و آنچه از آن پس مي بايست اهميت داشته باشد صرفا حيات روحاني حالات باطني نفس بود. "( بويل همان 1381: 432 ) حسن فرزند بزرگ اميد از رهبران فرقه ، نخستين كس از ميان اسماعيليان ايران بود كه ، مدعي شد امام پنهان است و تجلي كرده است. در ديدگاه اسماعيليان پيشواي باز پسين (امام آخرالزمان) ، نه مهدي پسر امام حسن عسگري كه يكي از بازماندگان نزار بن المستنصر بود. از اين رو حسن با وانمود انتساب به نزار و آگهي رستاخيز بر اين باور پاي فشرد. پژوهش با توجه به برخي هم ساني ها و نا ديده انگاشتن شماري از نا هم ساني ها اندك جنبش اسمعيليه ، با ويژگي هاي جنبش هاي هزاره اي در چارچوب نظري تحقيق ، فرض طبقه بندي اين جنبش را به سان نمونه اي از جنبش هاي هزاره اي موعود مشهور به مهدويت ممكن مي داند .

حروفيه

      در پايان سده هشتم هجري نشانه هاي ديگر مهدويت ، با پيدايش آموزه حروفيه آغاز گشت بنيان گذار اين فرقه فضل الله استرآبادي  بود . وي در سال( 740 ) در استرآباد زاده شد. فراگرد زندگي اوبا چالش هاي بسياري همراه بود. فضل در ميانسالي ، خويش را مهدي موعود و سپس خداوندگار خواند.  يافته هاي در دسترس كنش هاي فراهنجاري را بدو نسبت مي دهند ، اساس آموزه مذهبي حروفيه باور به ارزش وپاپايي بنيادين حروف بود.  فرقه حروفیه كه در ميانه سده (9-8 ق) در  تبریز تشکیل شد زير رسايي طريقت نوربخشيه ، حكومت تيموري را به چالش كشيد . فضل سرانجام به فرمان تیمورو فرزندش میرانشاه حاکم نواحی غرب ایران ، در باکو دستگیر و پس از محكوميت در دادگاهي فرمايشي كه از دانشوران ديني و فقها در سمرقند تشکیل شد ه بود به مرگ محكوم گرديد . عمادالدین نسیمی سخن سراي مشهور حروفي ، داماد فضل الله ، و اهل تبریز ، نيز در سال( 820 ق) در حلب به شيوه دهشتناكي کشته شد.  پژوهش با توجه به برخي هم ساني ها و نا ديده انگاشتن شماري از نا هم ساني ها اندك جنبش حروفيه ، با ويژگي هاي جنبش هاي هزاره اي در چارچوب نظري تحقيق ، فرض طبقه بندي اين جنبش را به سان نمونه اي از جنبش هاي هزاره اي موعود مشهور به مهدويت ممكن مي داند .

نوربخشيه

      در سده نهم هجري با رشدصوفي گري طريقتي صوفي كه پسين ها نوربخشيه ناميده شد ، از درون لايه هاي ميانه جامعه سر بركشيد و در فرازي كوتاه از چارچوب انديشه اي صوفيانه به جنبشي سياسي- مذهبي وروياروي با فرمانروايي اشغال گرانه شاهرخ تيموري دگرگون گرديد . با اين حال جداي از ايستادگي نوربخش در برابر واكنش هاي سركوب گرانه ، وي با پذيرش راهكاري مدارا جويانه با پايوران حكومتي وديني ، از خواسته مهدويت چشم پوشيد ، هرچند با گسترش مناسبات خود با فرمانروايان تيموري ، ادعاي خدا پنداري را هم چنان براي خويش نگاه داشت ، از اين روي در دوره فرزندان وجانشينان وي جنبش پيوسته تداوم يافت .  جنبش نوربخشيه پيوند دهنده فرآيند هايي بود كه پس از سلطه جنگ سالاران اشغال گر عرب ، تركان مغولان ، تيموريان ، و دگرگوني هاي گسترده پس از آن ، در فرمانروايي صوفيان صفوي تبلور يافت ونقش وكاركرد ويژه اي پيدا كرد . داده ها نشان مي دهند كه كارنامه وكاركرد طريقت صفويه در موارد بسياري همانند طريقت نوربخشيه بوده ودر فراز هايي كژ كاركرد هاي طريقت نوربخشيه و برونداد اجتماعي سياسي آن موجب شده تا طريقت صفويه به بازنگري رهيافت آنان پردازد و به گونه سازنده از راه كارها و راهبرد هاي بازپيكر بندي شده آن درسمت وسوي پيشبرد اهداف سياسي خود بهره برداري كند. بررسي تاريخي دوره فرمانروايي تيموريان بدين دليل ويژگي دارد ، كه دو دوره سرنوشت ساز در تاريخ ايران (دوره مغولان ودوره يكپارچگي ايران هنگام صفوي)را به يكديگر پيوند مي دهد. از سوي ديگر ، چالش هاي ديني ازرسا ترين فرآيند هاي موجود در سده نهم بوده ، به گونه اي كه بسياري از خواست هاي سياسي نيز در چارچوب مذهب ارائه مي شده.  طريقت نوربخشيه  بر گرفته از طريقت كبرويه در ميان رودان(ماوراءالنهر ) بود . در اين جنبش پيش زمينه هاي تاريخي ، چون فروپاشي بغداد از سوي مغولان ، و نابودي سلطه دستگاه خليفه گري عباسي، آزادي كوشش ها وكنش هاي فرقه هاي گوناگون مذهبي ، رشد فرآيند صوفي گري ، مؤثر وكارساز بوده است . نكته در خور توجه ديگر ، رسايي جنبش طريقت نوربخشيه  برجنبش حروفيه است كه منجر به رويارويي حروفيه با شاهرخ تيموري وكوشش براي ازميان برداشتن وي شد. هر چند اين طريقت در رسيدن به اهداف سياسي خويش ناكام ماند ، با اين حال اين خيزش پيش درآمد جنبش سياسي مذهبي طريقت صفويه ويكپارچگي ايران براي نخستين بار پس از فروپاشي فرمانروايي شاهنشاهي ساساني و سلطه جنگ سالاران عرب ، ترك  مغول وتيموريان گرديد. نزديكي تشيع به تصوف در طريقت نوربخشيه رسايي (تأثيري ) بسيار داشته است  ، از سوي ديگر گسترش تشيع صوفيانه از مهم ترين فرايندهاي اجتماعي ديني آن روز ايران بوده ودر دگرگوني جنبش نقش وكاركرد بسيار داشته وموجب شده طريقت نوربخشيه  افزون بر جنبه مذهبي رويكرد ورسايي سياسي نيز بيابد ، از ديگر سوي ، مناسبات پيران طريقت ياد شده با فرمانروايان تيموري درآن هنگام از عوامل دگرگوني وماندگاري جنبش بيش ار يك سده در بخش هايي از كردستان ايران و خوزستان شده است . سيد محمد نوربخش رهبر اين فرقه، در سال( 795 ق) در قائن مركز بخش قهستان زاده شد . پوشش نوربخشيه، رنگ سياه بود ، آنان اين رنگ را نماد نور و بيانگر زندگي غيبيان مي‌دانستند. اين رنگ نوربخشيان را از حروفيان كه لباس سپيد مي‌پوشيدند، جدا مي‌ساخت . پسين ها پيروان نوربخش دستار سياه را جايگزين اين پوشش كردند. اين شيوه پوشش مبدل به نماد جنبش  وافزايش شور مردم در پيوستن بدان ها  گرديد. رسايي اين نماد در جمهور مردم چندان بود كه دولت وقت، به رويارويي با آن پرداخت. خواجه اسحاق استاد معنوي محمد نوربخش كه خود درانديشه  خيزش ورويارويي با شاهرخ بود، در وي ويژگي هايي يافت كه به او امكان داد تا از شاگردش براي برآورده ساختن آرزوهايش سود جويد از اين جهت پافشاري بسياري داشت كه علوي بودن  نوربخش را از راه مكاشفه صوفيانه مؤكد سازد   تا بتواند به عنوان مهدي موعود جمهور مردم را به دور اوگرد آورد . همانندي نام پدرش عبدالله  ونام فرزندش قاسم ، كه موجب شده بود مردم وي را هم سان با پيامبر اكرم ، محمد بن عبدالله و ابوالقاسم بخوانند ، او را در توجيه اين دعوي ياري مي داد .  جنبش نوربخشيان در سال( 826 ) در كوه تيري از دژهاي ختلان آغاز شد با اين كه او از خيزش و ادعاي دعوت خويش خوداري مي‌ورزيد ، با اين حال خواجه اسحاق و مريدانش او را به اين كار وادار كردند. جنبش سيد محمد نوربخش پيش از آغاز ، شكست خورد. نوربخش با گروهي از هوادارانش دستگير شدند و شاهرخ امر به كشتار خواجه اسحاق و مريدان نوربخش داد و خود او را در هرات به بند كشيد . شاهرخ پيش تر ، از گسترش جنبش حروفيه به اندازه كافي برآشفته شده بود و با پديد آمدن اين جنبش ، درچاره برآمد كه هر دو جريان را با هم ريشه كن سازد. بااين حال رسايي نوربخش در ميان مردم به اندازه‌اي بود كه شاهرخ انديشه ازميان برداشتن وي را به خود راه نداد، وتنها  فرمان داد تا او را به شيراز فرستند و وي را در گزينش تبعيدگاه پسين آزاد گذارند. نوربخش، به گردش در شوشتر، بصره، حله و بغداد پرداخت و مزار هاي مقدس شيعه را زيارت كرد و پس از آنكه چندي در شهرهاي گوناگون به سر برد به كردستان رفت . نوربخش در آستانه وروود به کردستان ، خود را خلیفه تمام مسلمانان خواند  چنان كه مدتي سكه و خطبه آن ديار به نام وي زده مي شد. سرانجام به فرمان شاهرخ تيموري سيد محمد در هرات زنجير به پاي ، بر روي منبر و درميان مردم از خواسته مهدويت نخستين خود چشم پوشيد و در نتيجه اين سخنان آزاد شد. وي سپس به گيلان رفت و پس از مرگ شاهرخ در سال (851 ق) به ري رفت و در آنجا به ترويج آئين خويش پرداخت اوسرانجام در سال( 869 ) درگذشت. جنبش سيد محمد نوربخش چنان رسا بود كه طرفدارانش وي را امام و خليفه تمام مسلمانان  مي ناميدند . نوربخش، جنبش خويش را جامع تصوف و تشيع مي‌دانست و در بيانيه‌اي كه در آن مردم را به پيروي از خود فرا خواند، گفته بود ولايت و نبوت را با هم دارد. با اين حال بسیاری از آراء وباورهاي نوربخش كه با آموزه اسلامی در تناقض بود، از سوي دانشوران و روحانیون سنی و شیعه از جمله عبدالرحمان جامی به چالش كشيده شد . به هر حال نوربخش همانند حلاج، عين القضات همدانی ، سهروردی ، فضل الله استرآبادي ، نسيمي و... ديگر فراپنداران ، زندگی سياسي مذهبي پر فراز ونشيبي داشت. پس از مرگ نوربخش، پسرش قاسم فيض بخش، جانشين وي شد. او همواره در ميان ايران و عراق رفت و آمد داشت . در دوره پاياني فرمانروايي تيموري فيض بخش و ديگر بازماندگان پس از وي ، از پايگاه ورسايي ويژه اي برخوردار بودند ، اين احترام و نفوذ مشايخ سلسله نوربخشيه در دوره صفويه نيز ادامه يافت. اسماعیل يكم صفوي بنیانگذار خاندانی از علویان ترك قزلباش و فرمانروايي مستقل صفویه نيز ، از قاسم پشتيباني کرد . جنبش نوربخشيه   جداي از تأثير پذيري از طريقت اهل حق ، در گسترش آیین صوفيان صفوي نيز رسايي بسيار داشته است . پژوهش با توجه به برخي هم ساني ها و نا ديده انگاشتن شماري از نا هم ساني ها اندك جنبش نوربخشيه ، با ويژگي هاي جنبش هاي هزاره اي در چارچوب نظري تحقيق ، فرض طبقه بندي اين جنبش را به سان نمونه اي از جنبش هاي هزاره اي موعود مشهور به مهدويت ممكن مي داند .

مشعشعي هاي خوزستان

پس از سلطه جنگ سالاران مسلمان بر ايران ، منطقه خوزستان يا آن گونه كه تاريخ نويسان پيشين نگاشته اند ، (اقليم الاهواز) ، بخشي از امپرتوري اسلامي گرديد. ايران ، شبه قاره هند، جهان عرب  تركيه ، آسياي خاوري و آسياي ميانه ، همگي بخش هايي از اين امپراتوري بزرگ را تشكيل مي دادند.  خوزستان در سده هاي نخستين اسلامي يكي از مراكز عمده جنبش هاي انقلابي بود ،  قرامطه ، زنگيان وازارقه كه تيره اي از خوارج بودند ، در اهواز پايگاه هاي عمده داشتند. در دوران نخستين خلافت بني عباس، خاندان بني اسد ( كه هنوز نيز در خوزستان جاي دارند) بر شهر اهواز و پيرامون آن حكومت مي كردند.  خاندان آل بويه كه در سده هاي چهارم و پنجم هجري بر ايران تسلط يافت ، حكمراني بر خوزستان گماشت.  در سده ششم ، فردي بنام « شمله» از ايل افشار وابسته به اقوام ترك - ايراني از سوي ملك شاه سلجوقي به سلطنت خوزستان گماشته شد. زيرا بدليل نبود تشكيلات استاني كنوني در آن دوران خوزستان، قلمرو سلطنت به شمار مي رفت .  اتابكان لرستان و فارس در سده ششم و خوارزمشاهيان در سده هفتم بر خوزستان حكومت كردند.آل مظفر وآل جلاير در سده هشتم وتيموريان تا ميانه هاي سده نهم بر خوزستان فرمان راندند . اين دوره را مي توان دوره ملوك الطوايفي ناميد. در نيمه دوم سده نهم هجري ، سيد محمد بن فلاح المشعشعي حكومتي را به مركزيت شهر هويزه بنياد نهاد.  وي به ويژه فرزندش علي بن محمد مشعشعي، خوزستان لرستان، كهگيلويه كرمانشاه، بحرين و جنوب عراق را زير فرمان خود در آورد  از اين پس ، بخشي از منطقه خوزستان عربستان ناميده شد . مشعشعيان ، جنبشي از فراپنداران (غلات ) شيعه بودند ، كه در محدوده سده (10-9) هجري، در خوزستان ، برابر فرمانروايان اشغال گر تركمان در ايران بر آشفتند ، وشكل گرفتند  رويكرد مذهبي آنان آميزه اي از تصوف با صبغه تشيع علوي بود سيد‌محمد‌بن‌ فلاح سلسله جنبان فرقه آل مشعشع مدعي جنبشي بر آساس آموزه علوي‌ بود. با اين حال پيروان او درنشست هاي آئيني و حلقه‌هاي نيايش بر اساس آموزش وي ، به كنش هاي فرا هنجار چون دراويش قادري و رفاعيه مي پرداختند. از اين هنگام ، مشعشعيان به عنوان يكي از واليان خوزستان، نزديك به پنج سده در بخشي از رويدادهاي تاريخ ايران به ويژه خوزستان نقش داشتند. پس از مدتي انديشه وباور هاي صوفيانه در آراء و روي كرد سيد محمد پديدار شد . وي جنبش خود را نخست با گوشه نشيني (اعتكاف)در كوفه آغازكرد ، و مريداني يافت ، در سال( 840 ق) به « كسير/ كثير » رفته، خويش را از منسوبين پيامبراكرم  خواند، و سپس خود رامهدي موعود ناميد.  بدين سان طريقت ويژه‌اي را بنيان نهاد و در اندك زماني، با كنش هاي شگفت انگيز و فراهنجار پيروان بسياري بدور خويش گرد آورد .  سيد محمد بزودي در ميان قبايل عرب و در اراضي باتلاقي جنوب عراق جايي كه سال ها در آنجا آواره بود هواداران بسياري گرد آورد. وي سپس در هويزه جاي گرفت . گرايش قبايل وعشاير عرب جنوب عراق به جنبش وي، در خور توجه است.  بخشي ازكاميابي جنبش ، به دليل دوري خوزستان از قدرت مركزي وتخت گاه تبريز بود. هم چنين تبليغات مولا علي، پسر وي نيز به افزايش مريدان پدر، كمك شاياني نمود. محمد بن‌فلاح در پيرامون سال( 844 ق) ، در پي جنگ و غارت و فروش اموال تاراج شده ، رزمندگان خويش را با تجهيزات جنگي بياراست و نيروي رزمي توانمندي بنيان نهاد ، و آنگاه نام المشعشع را بر خويش نهاد بنا بر يافته هاي پژ وهش ، دلايلي مبني بر جدايي‌ خواهي و يا ملي‌گرايي جنبش در دست نيست . شهرت روز افزون سيد محمد موجب نگراني و بيم دست نشاندگان بومي فرمانروايي تيموري شد ، و آنان در انديشه سركوب وي برآمدند. در سال( 845) لشكري ازگماشتگان بومي تركمان هاي شيراز، به خوزستان گسيل شد. جداي ازرشادت هاي نخستين ، مشعشعيان سرانجام پراكنده شدند . با اين حال سيد محمد بي درنگ فرمانروايي گسترده اي را در ناحيه هويزه بنيان نهاد و مشعشعيان در سال (857) شهر نجف راگشودند. سيد محمد بن فلاح ، پس از استوار ساختن پايگاه خويش در جنوب عراق، بر آن شد تا با ايجاد مناسبات دوستانه با فرمانروايان قراقويونلوي بغداد ، پايگاه خود را در برابر فرمانروايي تيموري فارس استوار تر سازد. سيد محمد سرانجام در سال (870/866 ق) درگذشت. رويكرد تند روانه مذهبي وي در نوشتاري به نام « كلام المهدي » كه شامل آيين هاي رمزي وپنهاني مشعشعيان است بيان شده . احمد كسروي در نوشتار مشعشعيان و تاريخ پانصد‌ساله خوزستان(1324/ 1362 ش) ، انتقادهاي بسياري را به آنان وارد نموده و سيد محمد را به چالش كشيده است . اين جنبش در كنار آموزه هاي نقطوي وشيخيه، رسايي ويژه اي برجنبش بابيه برجاي گذاشت.

پژوهش با توجه به برخي هم ساني ها و نا ديده انگاشتن شماري از نا هم ساني ها اندك جنبش مشعشعيان ، با ويژگي هاي جنبش هاي هزاره اي در چارچوب نظري تحقيق ، فرض طبقه بندي اين جنبش را به سان نمونه اي از جنبش هاي هزاره اي موعود مشهور به مهدويت ممكن مي داند .                                                        

      در حال  حاضر طوايف اهل حق ، داراي دو رويكرد سياسي اجتماعي اند : محافظه كار (اصول گرا ) و اصلاح طلب ، برخي از پژوهندگان اين انتزاع را ناشي از انديشه نزديك ساختن مذاهب و باور هاي ديني و مناسبت معني دار گسترش فرهنگ تكثر گراي غرب با رواداري مذهبي  از سوي اين فرقه دانسته اند ، كه خود موجب بروز چالش ها وتنش هايي در درون طوايف يارسان ورويارويي آنان با جامعه بزرگ تر  شده است. اين فرض نيز ممكن است كه اين شيوه انديشيدن از سوي مسند نشينان ورهبران خاندان ها بر گرفته از رسايي و تأتير فرهنگ كشورهاي غربي بوده ، كه در نسل هاي كنوني به تدريج وارد مذهب و آئين آنها شده باشد. . پژوهش پيش روي با توجه به برخي هم ساني ها و نا ديده انگاشتن شماري از نا هم ساني ها ي جنبش مشعشعيان خوزستان ، با ويژگي هاي جنبش هاي هزاره اي در چارچوب نظري تحقيق ، جداي از كژ كاركردها و كنش هاي ناهنجار شماري از رهبران به ويژه محمد بن فلاح ، فرض طبقه بندي اين جنبش را در آن دوران ، به سان نمونه اي از جنبش هاي هزاره اي موعود مشهور به مهدويت ممكن مي داند . [i]

بخش دهم . جمع بندي . گذشته ، حال ، آينده

در بخش پاياني اين فصل ، پژوهش به پاسخگويي پرسش هاي نخستين در طرح تحقيق مي پردازد: اين كه علت جامعه شناختي ، وچگونگي پي گرفتن اين فرقه مذهبي بدعت گزار و نا همسو با دين رسمي در كردستان ايران ، و ماندگاري و باز توليد ، و شكل گيري فرهمندي (كاريزما ) رهبران ديني آن ، جداي از چالش هاي پيش روي در منطقه اورامانات بود . يافته هاي در دسترس چنين است:

      الف. اهل حق جامعه مذهبي بسته و فراپندار (غالي ) با آموزه اي از باور ها ي ويژه است ، كه از دوران اشكانيان در سرزمين لركوچك (لرستان و ايلام كنوني ) ومنطقه لر بزرگ (بختياري كنوني )  برجاي بوده و پس از ورود اسلام به ايران ، وافزايش تنش هاي مذهبي از سوي اجتماعات ديني بزرگ تر به ويژه جامعه اهل سنت و تشيع ، و حكومت هاي هم سو با اين جوامع به ويژه دستگاه خليفه گري بغداد و حكومت آل بويه و حكومت هاي ديني پسين ، از سوي رهبران فرهمند اين طايفه در جلوه هاي گوناگون صوفي گري دگرگون شده و  به دليل شرايط اجتماعي ويژه جامعه كردستان و زيست بوم اين سرزمين در آن باز توليد شده است . اين آئين با برداشت ويژه و فراپنداري ازآفريدگار ، و پيدايش جهان وهستي ها شكل گرفته ، و برخي از مبادي‌ آن‌ درباور ها ، سنت هاي و فرهنگ‌ عامة مردمان‌ كرد ولر غرب‌ ايران‌ پيشينه اي كهن داشته ودربستري‌ اسلامى‌ رشد كرده‌ ، با اينحال در مواردي‌ با برداشت هاي‌ رسمى‌ و متشرعانة اسلامى‌ هم خواني وهم آهنگي ندارد و رگه‌هايى‌ ازباور هاي  ايرانى‌ پيش‌ از اسلام‌ هم چون آثاري‌ از مهرپرستى (آئين ميترا ) ، زرواني ،  زرتشتي  و مانوي آئين ‌ يهود ومسيحيت شمن مغولان ، آئين هنود وبودا  وآراء فلاسفه ايران باستان مشهور به حكماي فرس و آئين جوانمردي (فتوّت‌ ) وعياري ايران كهن در آن‌ يافت مي شود.

      ب. پژوهش با توجه به همساني هايي اين آئين با طريقت هاي صوفي و ناديده انگاشتن نا هم ساني هاي آن ، آئين اهل حق را طريقتي عرفاني وداراي سلسله (خاندان/ اجاق ) و نظام اجتماعي وساختار طبقاتي مذهبي هم چون طريقت هاي صوفي مي داند. و در گروه بندي هاي چارچوب نطري جامعه شناسان (هميلتون مالكم. جامعه شناسي دين1381: 377- 337)،  به دليل نا هم ساني هاي كلي ساختار جامعه اهل حق با دستگاه ديني ، انجمن مذهبي وكيش  وهم ساني هاي كلي آن با ساختار فرقه هاي مذهبي و نا ديده انگاشتن نا هم ساني هاي جزيي آن ، اين جامعه را فرقه مذهبي مي داند.

      ج. از سوي ديگر ساختار اجتماعي مناطق كرد نشين غرب ايران ، وزيست بوم ويژه آن  ، موجب شده كردستان ، به كانون امني براي بالندگي وشكوفايي جنبش هاي آزادي بخش و طريقت هاي صوفي گري در دراز گاه تاريخ در آيد . به‌ همين دليل اين سرزمين ، همواره كانون وپايگاه پيدايش جامعه هاي صوفي و جنبش صوفيگری و باز توليد فرهمندي (كاريزما ) شيوخ و رهبران مذهبي و ماندگاري اين فرقه هاي بدعت گذار ، از جمله طريقت هاي اهل حق ، نوربخشيه ، قادريه ونقشبنديه گرديده است.   يافته هاي ياد شده دليل  جامعه شناختي باز توليد فرقه ها ورهبران فرهمند آنان در كردستان ايران   عراق وتركيه  به ويژه در منطقه اورامانات ورمز ماندگاري اين اقليت هاي مذهبي ، جداي از فشار ها وتنش هاي وارد شده از سوي  جماعت هاي بزرگ وگسترده تر ديني(تشيع وتسنن)  ، كه اين فرقه ها را نحله هاي منحرف شده از آموزه هاي اصلي اديان رسمي مي دانند. (هميلتون 1381: 337) ، به درستي باز نمود مي سازد .

      د. ديدگاه وبر در باره دگرگوني فرقه ها و عادي شدن فره (كاريزما ) رهبران نخستين آنها (هميلتون. 1381: 397  )در باره فرقه اهل حق نيز نافذ است، زيرا بيشترين فرهمندي و كرامات به رهبران وبنيان گذران نخستين هر سه جامعه نسبت داده شده ، اگر چه اين اقتدار فرهمندي ، در شيوخ نسل هاي پسين نيز گزارش شده است. با اين حال با گذشت زمان ، فرهمندي در هر سه جامعه به عنوان يك سمت ديني تثبيت شده ، ودر حال حاضر به شكل مبناي نويني براي تداوم و آراستگي و نظم اجتمايي پديدارگرديده است.

     ه. يافته ها نشان مي دهند ، چارچوب مفهومي ترولتش در اشاره به دو جامعه آرمان خواه وريشه گرا  در صدر مسيحيت (هميلتون. 1381: 340-339) با  اين فرقه همبستگي وهم ساني هايي دارد.

      و. پژوهش طرح بررسي وهم سنجي ويژگي هاي برخي از رهبران جنبش ها و فرقه هاي فرا پندار (غالي ) مذهبي ياد شده را با توجه به دلايل زير ، با طرح مفهومي جنبش هاي ، هزاره اي (مهدويت ) هميلتون. ( جامعه شناسي دين ، 1381:  167-151)  ممكن مي داند. جنبش زيديان در سده سوم هجري در طالقان ايالت بدخشان و در كوفه ، در باور به مهدويت محمد بن علي.... بن حسين و يحيي بن عمر ..... بن زيد بن علي از نواده هاي پيشواي چهارم شيعي ، وفراز هايي از جنبش اسماعيليان به ويژه در سده ششم هجري ، جنبش حروفيه  در ميانه سده (9-8 ق) در  تبریز به رهبري شیخ فضل الله استرآبادی و يكي از نزديكانش عمادالدین نسیمی سخن سراي مشهور حروفي ، در دوره تيموري.( (بويل جي. آ. تاريخ ايران سلجوقيان تا فروپاشي دولت ايلخانان:1381)  ، جنبش نوربخشيه به رهبري سيد محمد نوربخش در سده (10-9) هجري در هرات به ويژه در كردستان (هرچند وي زير فشار شاهرخ تيموري از ادعاي مهدويت چشم پوشيد ) ، نقطويه به رهبري محمود پسيخاني در دوره صفوي ، و مشعشعيان به رهبري سيد محمد بن‌فلاح مشهور به المشعشع در خوزستان.

      پژوهش بر اين باور است كه كنش هاي رهبران فراپندار و جنبش هاي ياد شده ، كه در فرآيندي معني دار (كه پژوهش در اين جستار در پي رد يا اثبات آن نيست وواكاوي ديگري را باز  مي ستاند ) در يكديگر رسايي ونفوذ داشته و در هنگامي پسين ، در كنار آموزه هاي ، اخباريون و شيخيه رسايي ويژه اي در جنبش بابيه برجاي گذاشته اند ، افزون بر اين ، جستار پيش روي ، حركت ها وجنبش هاي ياد شده را به دليل وجود هم ساني هايي با ساختار جنبش هاي هزاره اي در رهيافت هميلتون (جامعه شناسي دين ، 1381:  167-151،   ) و ناديده انگاشتن برخي نا هم ساني هايي آنان با چارچوب نظري ياد شده ، گونه هاي ويژه اي از جنبش هاي هزاره اي موعود مشهور به مهدويت مي انگارد. افزون بر موارد ياد شده ، با توجه به شاخص هاي مصرح در چارچوب نظري ، پژوهش  فرضيه هاي مصرح در گزاره هاي نخستين اين فصل را اثبات شده تلقي مي كند .



17-       بويل جي. آ. تاريخ ايران از آمدن سلجوقيان تا فروپاشي دولت ايلخانان(پژوهش دانشگاه كمبريج) برگردان . حسن انوشه ، اميركبير( 1381: 277 ) / كاظم نيا فريبا . مقاله امام غايب و مدعيان دروغين دايره المعارف اسلامي / دهخدا علي اكبر . لغت نامه ، چاپ دوم انتشارات دانشگاه تهران( 1377ج 13 : 20927وج14 :21659وج15: 22827)./ جويني علاءالدين عطا ملك محمد (658 ق) . تاريخ جهانگشاي جويني ، تصحيح محمدبن عبدالوهاب قزويني، دنياي كتاب  ( 1382: 186) / تاريخ ايران دوره تيموريان پژوهش دانشگاه كمبريج، برگردان يعقوب آژند نشر جامي(1382: 311 - 309 ) / مامي زاده عزيزه . طريقت نور بخشيه  در عصر تيموري (911- 795ق) ، پايان نامه (كارشناسي ارشد). اساتيد راهنما ومشاور به ترتيب  : فراهاني منفرد ، حسن زاده اسماعيل دانشگاه الزهراء(س) دانشكده ادبيات وزبان ها و تاريخ( 1385) ./ كسروي احمد(1324/ 1356/1378ش) / زرين كوب عبد الحسين . در « جستجودرتصوف ايران»  تهران، امير كبير( 1369 /1379ش) /اعتماد السلطنه ، رنجبر محمد علي(1387ش)  / لؤلؤيي كيوان . جنبش سياسي _ مذهبي مشعشعيان كيهان فرهنگي( شمار143 تير1377) / میرجعفری حسین .  تاریخ تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی ایران در دوره تیموریان و ترکمانان ، انتشارات دانشگاه اصفهان(بي تا)./  شوشتري قاضي‌نورالله (شرف‌الدين مرعشي). مجالس المؤمنين، چاپ سنگي، تهران( 1299 ق: ج 1 :398/ شوشتري ، همان 1375ق ج 1: 398)/ امام شوشتری محمدعلی(1331ش) ،/ غیائی عبداللّه بن فتح اللّه ، التاریخ الغیاثی: الفصل الخامس من سنه(891- 656/ 1486- 1258 م) چاپ طارق نافع حمدانی، بغداد 1975 . / عزاوی عباس عشائرالعراق بغداد (1956-1937م) ، بغداد 1947، جلد 2.چاپ افست قم 1370 ش./ الشيبى كامل مصطفى . تشيع و تصوف ترجمه عليرضا ذكاوتى قراگزلو تهران 1374 انتشارات اميركبير  ./ صدقياني . تحقيق دراحوال وآثار سيد محمد نوربخش/ كسروي احمد. تاريخ پانصد ساله خوزستان ، تهران 1312 :28 / همان: 1365/ همان ‌‌ب‍ه‌ ک‍وش‍ش‌ ع‍زی‍زال‍ل‍ه‌ ع‍ل‍ی‍زاده‌.تهران انتشارات فردوس (1378) ، / (تركمان، اسكندربيگ منشي . تاريخ عالم آراي عباسي، به كوشش ايرج افشار، اميركبير، تهران1334ج 1:  35) .

براي آشنايي با جنبش هاي هزاره موعود( (Millennium)وسرشار از عدالت كه در سنت هاي مذهبي مبتني بر مهدويت چون مسيحيت و زرتشتي گري نويد داده مي شود. ن.ك به : هميلتون ملكم . جامعه شناسي دين تهران (1381 : 167- 151)  / العزاوي عباس. تاريخ‌العراق بين احتلالين، بغداد  (39 -1935) ج 3 حكومت تركمانان 1369ش ج 3: 110  . / آيتي. محمد حسين.  بهارستان ، در تاريخ و تراجم و رجال قائنات و قهستان، تهران( 1327: 52 ،  151).  

+ نوشته شده توسط محمد خانی چهری در سه شنبه پنجم دی 1391 و ساعت 0:25 |


Powered By
BLOGFA.COM